همين خبر را حاكم حسكانى به سند خود از طريق يعقوب بن سفيان و از قول عبداللَّه بن عمر روايت كرده است . « 1 »
كلام فخر رازى
فخر رازى پس از اقرار به دلالت اين آيه بر عصمت ، دست از بىانصافى بر نداشته و با بىاعتنايى به روايات ذيل آيه ، دربارهء مصداق « صادقين » مىگويد :
إنه تعالى أمر المؤمنين بالكون مع الصادقين ، ومتى وجب الكون مع الصادقين ، فلابدّ من وجود الصادقين في كلّ وقت ، وذلك يمنع من إطباق الكلّ على الباطل ؛ ومتى إمتنع اطباق الكلّ على الباطل ، وجب إذا أطبقوا على شيء أن يكونوا محقين ، فهذا يدلّ على أن إجماع الأمة حجة ؛
پروردگار متعال به همراهى با راستگويان أمر كرده است [ و چون قرآن براى هميشه و هر زمان نازل شده است ] در نتيجه بايد راستگويان در همه زمانها وجود داشته باشند و راستگويان همان اجماع و اتفاق تمامى [ مسلمين ] است كه [ هيچ گاه ] بر باطل اجماع نمىشود و تا زمانى كه اتفاق بر باطل ممتنع باشد ، هر گاه بر چيزى اتفاق نظر شد ، آن چيز حق است و همين دليل است بر حجيّت اجماع .
چشم پوشى از روايات مذكور و تعصب بىجا سبب گشته كه وى گرفتار مهمل گويى و پريشان بافى گردد .
فخر رازى در ادامه نظر شيعه را دربارهء معناى آيهء مباركه مطرح مىكند و با وجود اين كه اين نظريه با سنّت و روايات نبوى تطابق كامل دارد ، متاسفانه باز هم به بهانه ناممكن شمردن شناخت امام شيعيان ، از پذيرش حقيقت سرباز زده و تعصب وى مانع قبول و اعتراف به حق گرديده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . شواهد التنزيل : 1 / 345 / ش 357 .
( 2 ) . تفسير الرازي : 16 / 220 - 221 .