ابن حجر اين احاديث را از جملهء اسرائيليات موجود در كتاب بخارى مىشمارد . « 1 »
بخارى ابتدا به فقه حنفى تمايل داشت . سپس به فقه شافعى گرويد . به همين جهت ابوحنيفه را در كتاب الضعفاء والمتروكين نام مىبرد و در مورد او مىگويد :
لعنه اللَّه ، يهدم الإسلام عروة عروة و ما ولد مولود أشرّ منه ؛ « 2 »
خداوند او را لعنت كند ، وى اسلام را رشته رشته كرده و نابود مىكند و هيچ مولودى بدتر از او زاده نشده است .
بخارى نزد بسيارى از عالمان بزرگ سنّى ، جايگاهى ندارد . شهرت و مقامى كه براى بخارى و فقهاى مذاهب اربعه اهل سنّت به دست آمده به اواخر دوران بنى عباس در قرن هفتم مربوط مىشود كه بررسى علل آن فرصت ديگرى مىطلبد .
در هر صورت اهل سنّت در اين رابطه بايد به سؤالات زير پاسخ دهند .
1 . با اين كه بخارى مورد طعن اساتيد و مشايخ خود بوده است ، چرا در زمانهاى متأخر كتاب وى به عنوان « أصح الكتب بعد القرآن » شهرت يافته است ؟ !
2 . آيا محدثى قوىتر و بهتر از بخارى در ميان اهل سنّت نبوده است ؟
3 . آيا كتابى دقيقتر و صحيحتر از كتاب بخارى نگارش نيافته است ؟
همچنان كه سؤال مىشود : با اين كه افرادى چون اوزاعى ، ثورى ، ابن عيينه و ابن جرير طبرى از بزرگان اهل سنّت بودهاند و هر يك داراى مذهب مستقلى بوده و مقلّد داشته ، چرا فقط چهار مذهب رسميت يافت و مذاهب ديگر برچيده شد ؟
صرف نظر از اين سؤالات ، براساس ادلهء محكم روشن است كه بخارى نزد همهء
هامش
( 1 ) . ر . ك : تهذيب التهذيب : 2 / 310 و 311 : 618 ، سير اعلام النبلاء : 11 / 174 ، طبقات الشافعية الكبرى : 2 / 299 : 65 ، الوافي بالوفيات : 17 / 265 .
( 2 ) . الانتقاء في فضائل الثلاثة الأئمة الفقهاء : 1 / 149 ، الضعفاء بخارى : 1 / 132 : 388 .