تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
اين صورت تو هشام بن حكم هستى . سپس مرا نزد خود برد و در جايگاهش نشانيد و مجلس در سكوت گذشت و او هيچ نگفت تا من برخاستم . [ راوى ] گويد : امام صادق عليه السلام در اين هنگام خنديد و فرمود : اى هشام اين استدلال را چه كسى به تو ياد داده است ؟ گفتم : آن را از شما فرا گرفتم و منسجم ساختم . امام صادق عليه السلام فرمود : به خدا اين استدلال در صحف ابراهيم و موسى على نبينا وآله وعليهما السلام مكتوب است . پس ضرورت نصب امام از سوى خدا جهت رفع اختلاف ، حيرت و شك در جامعه ضرورى است . اما تفتازانى مىگويد اين مشكل با عصمتِ همهء جامعه نيز قابل حل است و خداوند مىتواند به جاى نصب امام به همه بندگان عصمت دهد . در پاسخ مىگوئيم : اولًا : در عالمِ واقع ، خداى تعالى همه انسان‌ها را معصوم خلق نكرده است . و بحث ما به واقع نظر دارد . ثانياً : سخن تفتازانى نوعى تعيين تكليف براى خدا است . ارادهء خداوند بر آن تعلق گرفته كه موجوداتى جائز الخطا و مختار خلق كند ، دواعى مختلف در آن‌ها قرار دهد و آن‌ها را تكليف و امتحان نمايد . و در اين شرايط است كه نصب امام بر خدا ضرورت مىيابد . به علاوه خود تفتازانى و ديگر متكلمان سنّى ، در مقام اثبات وجوب گزينش امام توسط مردم ، مسأله جلب منافع و دفع مضرات را مطرح مىكنند . اين موضوع از اين واقعيت حكايت دارد كه اهل سنّت فرض عصمت خلق را منتفى مىدانند . به همين جهت معتقدند كه وجود امام ، براى اقامهء حدود ، قصاص ، اخذ حق مظلوم از ظالم و غيره لازم است . اگر همه معصوم باشند ديگر چه فرقى بين امام و مأموم خواهد بود ؟ چه نيازى به امام هست ؟ اجراى حدود و قصاص به چه معناست ؛