اما برخى از اهل سنّت جهت توجيه اين روايات كوشيدهاند كه مصداقِ حاكمان جور را كسانى غير از خلفا معرفى كنند . از اين رو احاديث « 1 » ديگرى جعل و به پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله نسبت دادهاند كه بر اساس آنها خلافت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله تا سى سال پس از رحلت ايشان دوام خواهد داشت . اين مدت مطابق حاكميت خلفاء ثلاث ، حكومت ظاهرى اميرالمؤمنين عليه السلام و حكومت چند ماههء امام حسن مجتبى عليه السلام است .
بر اين اساس حكومتهايى كه بعد از سى سال تشكيل شود ، خلافتِ رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نيست بلكه سلطنت و پادشاهى است .
يعنى حكومتهاى بنى اميه و بنى عباس سلطنت و پادشاهى است . اهل سنّت معتقدند كه پس از برچيده شدن بساط عباسيان به دست هلاكوخان ، سلطنت هم به پايان رسيد و « الحكم لمن غلب » شد . پس از نظر اهل سنّت حكومت از آن كسى است كه بر حريف پيروز شود .
امّا با توجه به آن چه گذشت بسيار روشن است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله با آگاهى از وقايع پس از خود دستور داد ، مسلمانان به قرآن و عترت تمسك كنند و در عين حال باطل بودن حاكميت غير عترت را به هوايديى تمام اعلام و نارضايتى خود را از حكومت آنان ابراز داشت .
در نتيجه بطلان احاديثى كه اهل سنّت به عنوان معارض با حديث ثقلين مطرح مىكنند بسيار روشن و واضح است و نادرستى احاديثى كه در توجيه حاكميت بعد از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله جعل شده واضحتر !
بنابراين حديث ثقلين به خوبى بيانگر اهميت و حساسيت بحث خلافت و دليلى بر اصل دين بودن امامت است .
هامش
( 1 ) . سنن ترمذى : 4 / 503 حديث 2226 ، صحيح ابن حبان : 15 / 392 حديث 6943 .