رضايت مردم بود يا حاكم قريشى نبود يا بيعت با او آزادانه صورت نگرفته نبود يا از دايره عدالت خارج شده بود در اين حال اكثر فقها چنين مقرر كردهاند كه رهبرى او به اعتبار خلافت پيامبر نيست بلكه از باب پادشاهى دنيايى است و لذا در مورد رهبرى يزيد گفتهاند : رهبرى او سلطنت دنيايى است نه رهبرى [ به اعتبار ] خلافت .
از آن جا كه حديث ثقلين به روشنى بر امامت اهل بيت عليهم السلام دلالت دارد ، لذا جهت خدشه در آن ، روايات مربوط به اطاعت از حاكم و سلطان جعل و نقل شده تا امامت و حق اهل بيت عليهم السلام پوشيده بماند ؛ امّا حقايق تاريخى به هويدايى تمام ، كذب و باطل بودن احايث معارض را نمايان مىسازد . « 1 »
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله براى پيشگيرى از تفرقه و گمراهى امّت آنها را به تمسك به ثقلين توصيه كرد و در عين حال از حوادث آينده آگاه بود و از حاكميت امامان ضلالت پس از خود خبر مىداد چنان كه قرآن هم به ارتداد مردم پس از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله اشاره مىكند و مىفرمايد :
« أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ » ؛ « 2 »
آيا چنان چه پيامبر رحلت كند يا كشته شود شما به [ شرك ] سابق خود برمىگرديد .
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نيز در مورد امّت خود فرمودند :
الشرك فيكم أخفى من دبيب النمل ؛ « 3 »
شرك در ميان شما مخفىتر از ردپاى مورچه است .
هامش
( 1 ) . در آينده بطلان آن احاديث را به تفصيل بيان خواهيم كرد .
( 2 ) . سوره آل عمران : آيه 144 .
( 3 ) . الادب المفرد : 250 حديث 716 ، المستدرك على الصحيحين : 2 / 319 حديث 3148 ، كنز العمال : 3 / 475 حديث 7501 .