و ام سلمه كه هر دو از زنان رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بودند ، اعتراف مىكنند كه اين آيه مربوط به ما نيست . « 1 »
عكرمه در بين مردم عصر خود هم اعتبارى نداشته است ، نقل شده كه ، عكرمه و كُثَير عَزّه كيسانى « 2 » در يك روز مردند مردم كثير را تشييع كردند ، امّا جنازهء عكرمه روى زمين ماند و چند سياه پوست حمّال پول گرفتند و او را به خاك سپردند . « 3 »
با وجود اين همه قدح و جرح عكرمه ، بخارى از وى روايت نقل مىكند . ولى مسلم او را مردود مىداند ، و چون عكرمه - على رغم اين همه ضعف و جرح - از رجال بخارى است لذا ابن حجر عسقلانى براى توجيه وى تا آبروى بخارى و كتابش را حفظ كند تلاش فراوانى كرده است . « 4 »
در منابع معتبر ما نيز در مورد عكرمه روايت هست كه يكى از آقايان آن را نشانهء تأييد عكرمه خيال كردهاند . لذا نسبت به وى حسن ظن دارد . امّا - اگر مقصود از عكرمه در اين روايت همين عكرمه مولى ابن عباس باشد - هيچ دلالتى بر مدح وى ندارند . بلكه بر اساس همين روايت نيز وى مذموم است .
مرحوم كلينى نقل مىكند :
عن أبي بصير عن أبي جعفر عليه السلام قال : كنّا عنده وعنده حمران ، إذ دخل عليه مولىً فقال له : جعلت فداك هذا عكرمة في الموت وكان يرى رأي الخوارج وكان منقطعاً إلى أبي جعفر عليه السلام فقال لنا أبو جعفر عليه السلام انظروني حتى أرجع إليكم فقلنا : نعم . فما لبث أن رجع
هامش
( 1 ) . تفسير ابن ابى حاتم رازى : 9 / 3133 ، تفسير ابن كثير : 6 / 367 ، اسد الغابه : 3 / 607 ، الدر المنثور : 5 / 198 .
( 2 ) . عزّه نام زنى است كه كُثير عاشق او شده بود .
( 3 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 96 حديث 5716 ، تهذيب الكمال : 20 / 290 .
( 4 ) . مقدمهء فتح البارى : 427 .