فخر رازى در ذيل آيه : « لَوْ لاأَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ » « 1 » مىگويد : شاگردان ابن عباس از او نقل كردهاند :
تمثّل له يعقوب ، فرآه عاضّاً على أصابعه ويقول له : أتعمل عمل الفجّار وأنت مكتوب في زمرة الأنبياء ؟ فاستحى منه ، وهو قول عكرمة ومجاهد والحسن وسعيد بن جبير وقتادة والضحاك ومقاتل وابن سيرين ؛ « 2 »
حضرت يعقوب براى حضرت يوسف ممثل شد پس يوسف پدرش را ديد در حالى كه انگشت به دندان مىگزد و به او مىگويد : آيا مرتكب عمل فجار مىشوى در حالى كه نام تو در زمرهء انبياء نوشته شده است پس يوسف از او حيا كرد و اين قول عكرمه ، مجاهد ، حسن بصرى ، سعيد بن جبير ، قتاده ، ضحاك ، مقاتل و ابن سيرين است .
در اين تفسير به حضرت يوسف عليه السلام نسبت فسق داده شده است .
مطمئناً ابن عباس اجلّ از آنست كه به پيغمبرى از پيامبران خدا نسبت فسق دهد ، سعيد بن جبير هم شخص شريف و جليل القدرى است و مدارك و شواهد فراوانى حاكى از آنست كه وى از داشتن چنين عقيدهاى منزّه است . بنابراين افرادى چون مجاهد اين مطلب را از اهل كتاب اخذ كرده و به ابن عباس و سعيد بن جبير نسبت دادهاند . به هر حال اين تفسير نزد عقلاء مردود است .
3 . عكرمه مولى ابن عباس
( متوفاى 104 )
عكرمه غلام بوده است . از وى به « عكرمهء بربرى » تعبير مىكنند . وى كذّاب ، ناصبى و داراى عقيدهء خوارج بوده است . در برخى منابع آمده كه خوارج مغرب عقايد
هامش
( 1 ) . سوره يوسف : آيه 24 .
( 2 ) . تفسير كبير : 18 / 443 .