ابن قتيبه مىنويسد :
وقد أكذبه عمر وعثمان و عليّ وعائشة ؛ « 1 »
على [ عليه السلام ] ، عمر ، عثمان و عايشه ، ابوهريره را تكذيب كردهاند .
عمر علاوه بر تكذيب ابوهريره او را مورد اهانت و شتم هم قرار داده و هتك كرده است . زمخشرى در كتاب الفائق في غريب الحديث مىنويسد :
استعمله عمر على البحرين ، فلمّا قدم عليه قال له [ عمر ] : يا عدوّ اللَّه وعدوّ رسوله ، أسرقت من مال اللَّه ؟ فقال : لستُ بعدوّ اللَّه ولا عدوّ رسوله ولكني عدوّ من عاداهما ، ولكنها سهام اجتمعت ونتاج خيل .
فأخذ منه عشرة آلاف درهم فألقاها في بيت المال ؛ « 2 »
عمر او را به ولايت بحرين منصوب كرده بود وقتى ابوهريره [ به مدينه آمد و ] بر عمر وارد شد . عمر به او گفت : اى دشمن خدا و دشمن رسول خدا ! آيا از بيت المال دزدى كردهاى ؟ ! ابوهريره گفت من دشمن خدا و رسول او نيستم و ليكن با دشمنان آنها دشمنم و اين اموال سهم و حصههايى است كه جمع كردهام و اثر زاد و ولد اسبهاست ، عمر ده هزار درهم از او گرفت و در بيت المال قرار داد .
اگر اين اقدام عمر صحيح و نسبتى كه به او ابوهريره داده درست بوده است ، فتلك مصيبة و اگر ابوهريره راست گفته باشد و عمر بدون دليل و مجوز شرعى مرتكب اين عمل شده است ، فالمصيبة أعظم !
مسائل فراوانى در مورد ابوهريره مطرح مىباشد و كتابهاى زيادى دربارهء شخصيت وى نگاشته شده است . مرحوم شرف الدين و شيخ محمود ابوريه هر يك كتابى نوشتهاند و در شخصيت او بر اساس منابع خدشه كردهاند . هر چند در مقابل
هامش
( 1 ) . تأويل مختلف الحديث : 22 ، ر . ك : شرح نهج البلاغه : 20 / 31 .
( 2 ) . الفائق : 1 / 102 .