پس شيعه يعنى كسى كه معتقد باشد ، اميرالمؤمنين عليه السلام خليفهء بلافصل پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله و امام اول است .
و چنان كه پيشتر بيان شد چون شيعه به اين معنا در بين صحابه و تابعين فراوان بوده است ، اهل سنّت براى حفظ منابع حديثى خود با اصطلاح سازى ، شيعه را به چند گروه تقسيم كردند و بعدها با به كارگيرى لفظ « رافضى » در صدد توجيه رجال كتب سته و حفظ حرمت شيخين برآمدند ، از اين رو ذهبى مدعى شده است صرف تفضيل اميرالمؤمنين عليه السلام بر ديگران ، رفض و بدعت نيست ، و اذعان كرده كه بسيارى از صحابه و تابعين بر اين اعتقاد بودهاند . امّا روشن است كه تفضيل اميرالمؤمنين بر شيخين به معناى رفض شيخين است . پس چارهاى نيست جز اين كه اهل سنّت يا به مخدوش بودن صحاح خود معتقد شوند يا همه رجال و احاديث آن را بپذيرند . در اين صورت نمىتوانند هم به صحت كتب خود قائل شوند و هم حديثى را كه در فضائل اهل بيت عليهم السلام و مثبِت مدعاى شيعه است رد كنند ؛ به اين بهانه كه راوى آن شيعى و رافضى است .
نتيجه بحث
نتايجى كه در باب ضوابط جرح و تعديل به دست آمد مىتوان در چند جمله خلاصه كرد .
1 . على رغم اين كه تأثير و اهميت جرح و تعديل در اخذ معارف دينى از راويان بر كسى مخفى نيست ، اهل سنّت در اين باب مبانى مشخص ، محكم و درستى ندارند .
2 . علماى جرح و تعديل اهل سنّت خود مخدوش و متهم به عصبيت ، هواى نفس و منافيات عدالت و حسد هستند .
3 . رمى به تشيع يا رفض هرگز براى وثاقت راوى مضرّ نيست .
4 . جرح با عنوان تشيع بيانگر دخالت دادن اختلاف عقيده ، تعصب و هواى
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص١٧٢