تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
و چنين اتفاق افتاد كه او در حال بيان حديث طير بود پس [ چون ] نفس آن‌ها تحمل آن را نداشت به وى هجوم بردند و از منبر به زير كشيدند و منبرى را كه روى آن نشسته بود آب كشيدند . بعد از اين جريان او را در خانه حبس كردند و براى احدى از واسطيان حديث نقل نمىكرد به همين جهت حديث وى نزد آنان كم شد .

اتهام تشيّع به دارقطنى

ابوالحسن دارقطنى بغدادى از بزرگان اهل سنّت و محدثان بغداد بوده است . از وى به عنوان « شيخ الاسلام » يا « اميرالمؤمنين في الحديث » تعبير مىكنند . دار قطنى را به خاطر حفظ ديوان سيد حميرى به تشيع متهم كرده‌اند ؛ « 1 » چرا كه سيد حميرى اشعارى در فضايل و مناقب اميرالمؤمنين عليه السلام سروده است . اين‌ها نمونه‌هايى از برخورد اهل سنّت با عالمان سنّى است كه گاهى صرفاً به دليل نقل يك حديث يا دادن يك رأى يا حفظ كردن يك شعر كه موجب تقويت شيعه است به تشيع متهم مىشوند .

معناى تشيع

روشن شد كه اهل سنّت - على رغم قول به عدم دخالت اختلاف عقيده در جرح و تعديل - بسيارى از راويان را به اتهام تشيع جرح مىكنند ، حتى در موارد بسيارى يك عالم بزرگ را به دليل فتوايى و يا نقل حديثى كه ممكن است موجب تقويت تفكر شيعى شود به تشيع متهم و به او اهانت مىكنند هر چند عدم تشيع او مسلم باشد . چون راويانى كه با اين عنوان قدح مىشوند بعضاً از نظر عقيده بسيار متفاوتند لازم است معناى شيعه و تشيع در لغت و اصطلاح اهل سنّت بررسى شود .
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء : 16 / 452 ، تذكرة الحفاظ : 3 / 132 : 925 .