داستان ابوجعفر طبرى
ابوجعفر طبرى مؤلف دو كتاب معروف يعنى تاريخ طبرى و تفسير طبرى مىباشد .
اين شخص كتابى نگاشته و در آن به جمع آورى اسانيد حديث غدير پرداخته است ، به همين جهت او را به تشيع متهم كردهاند ، حال آن كه طبرى هيچ نشانى از تشيع ندارد . « 1 » او از فقها و محدثان سنّى به علاوه رئيس مذهب و داراى مقلّد در احكام فقهى بوده ، و فقط جرمش جمع آورى اسانيد يكى از احاديث پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله است . از آن جا كه اين كتاب موجب تقويت شيعه است ، پس مؤلف آن بايد به تشيع متهم شود و مورد طعن متعصّبين قرار گيرد تا كتاب وى مخدوش شود ! در اين باره نوشتهاند :
وإنّما نبز بالتشيّع لأنه صَحَّحَ حديث غدير خم ؛ « 2 »
چون حديث غدير را تصحيح نموده متّهم به تشيع شده است .
و سبب ديگر رمى وى به تشيّع قول او به جواز مسح پاها در وضو است . « 3 »
داستان حاكم نيشابورى
حاكم نيشابورى يكى ديگر از بزرگان عالمان سنّى است . وى در عصر خود رئيس المحدثين نيشابور بود . از او خواستند تا فضيلتى براى معاويه نقل كند ، امّا او با بىاعتنايى گفت : نمىتوانم براى معاويه فضيلتى نقل كنم ؛ از دلم نمىآيد ، به همين دليل مورد اهانت اتباع بنى اميه قرار گرفت و منزوى و خانهنشين شد . « 4 »
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء : 14 / 277 ش 157 .
( 2 ) . لسان الميزان : 5 / 100 : 344 ، ميزان الاعتدال : 3 / 498 : 7306 .
( 3 ) . ذيل ميزان الاعتدال : 1 / 179 : 637 ، لسان الميزان : 5 / 103 : 344 . تفصيل اين بحث را در رسالهء حكم الأرجل في الوضوء مىيابيد .
( 4 ) . الطبقات الشافعية الكبرى : 4 / 163 ، المنتظم : 7 / 275 .