نهم مشترى پول جنسى را كه نقد خريده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحويل ندهد كه اگر مشترى شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد ، فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند . ولى اگر جنسى را كه خريده مثل بعضى از ميوهها باشد كه اگر يك روز بماند ضايع مىشود ، چنانچه تا شب پول آن را ندهد و شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد ، فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند « خيار تأخير » .
دهم حيوانى را خريده باشد كه خريدار تا سه روز مىتواند معامله را به هم بزند « خيار حيوان » .
يازدهم فروشنده نتواند جنسى را كه فروخته تحويل دهد ؛ مثلًا اسبى را كه فروخته فرار نمايد كه در اين صورت مشترى مىتواند معامله را به هم بزند « خيار تعذر تسليم » .
و احكام اينها در مسائل آينده گفته خواهد شد .
احكام خيارات
( مسأله 1755 ) هر گاه خريدار قيمت جنس را نداند و يا غفلت كند و جنس را گرانتر از قيمت معمولى بخرد ، چنانچه به قدرى گران خريده باشد كه مردم او را مغبون بدانند مىتواند معامله را فسخ كند ، اين حكم در صورتى كه فروشنده قيمت جنس را نداند و مغبون شود نيز جارى است .
( مسأله 1756 ) در معامله بيع شرط كه مثلًا خانه صد هزار تومانى را با علم و آگاهى به پنجاه هزار تومان مىفروشند و قرار مىگذارند اگر فروشنده در موعد مقرّر پول را بدهد مىتواند معامله را فسخ كند ، معامله اشكالى ندارد ، به شرط اين كه طرفين واقعاً قصد خريد و فروش داشته باشند و اگر در موعد مقرر پول را ندهد جنس از آن خريدار خواهد بود .
( مسأله 1757 ) هر گاه در جنس تقلّب كند و مثلًا چاى اعلا را با چاى پست مخلوط نمايد و به اسم چاى اعلا بفروشد مشترى مىتواند معامله را به هم بزند .
( مسأله 1758 ) هر گاه خريدار بفهمد جنسى را كه گرفته معيوب است ، مثلًا پارچه يا فرشى