شود و بگويد راضى هستم ، معامله صحيح است .
( مسأله 1717 ) اگر انسان مال كسى را بدون اجازه او بفروشد چنانچه صاحب مال اجازه دهد معامله صحيح است .
( مسأله 1718 ) پدر و جد پدرى طفل در صورتى مىتوانند مال طفل را بفروشند كه براى او مصلحتى باشد و همچنين است وصى پدر و وصى جد پدرى و حاكم شرع در صورتى مىتوانند مال طفل را بفروشند كه مصلحت طفل در آن باشد .
( مسأله 1719 ) اگر كسى مالى را غصب كند و بفروشد و بعد از فروش صاحب مال معامله را براى خودش اجازه دهد ، معامله صحيح است .
شرائط جنس و عوض آن
( مسأله 1720 ) جنسى كه مىفروشند و چيزى كه عوض آن مىگيرند پنج شرط دارد :
اول آنكه مقدار آن با وزن يا پيمانه يا شماره و مانند اينها معلوم باشد .
دوم آنكه بتوانند آن را تحويل دهند ، بنابر اين فروختن اتومبيل دزد برده و يا اسبى كه فرار كرده صحيح نيست مگر اين كه مشترى توان پيدا كردن آن را داشته باشد .
سوم خصوصياتى را كه در جنس و عوض هست و به واسطه آنها ميل مردم به معامله فرق مىكند ، بيان كند .
چهارم كسى در جنس ، يا در عوض آن حقى نداشته باشد ؛ پس مالى را كه انسان پيش كسى گرو گذاشته ، بدون اجازه او نمىتواند بفروشد .
پنجم آنكه خود جنس را بفروشد نه منفعت آن را پس اگر مثلًا منفعت يك ساله خانه را بفروشد صحيح نيست ، ولى چنانچه خريدار به جاى پول ، منفعت ملك خود را بدهد ، مثلًا فرشى را از كسى بخرد و عوض آن منفعت يك ساله خانه خود را به او واگذار كند اشكال ندارد و احكام اينها در مسائل آينده گفته خواهد شد .
( مسأله 1721 ) جنسى را كه در شهرى با وزن يا پيمانه معامله مىكنند ؛ در آن شهر انسان