زكات حساب نمىشود و بعد از آنكه زكات بر او واجب شد . اگر چيزى را كه به فقير داده از بين نرفته و تمليك او نكرده باشد و آن فقير هم به فقر خود باقى باشد مىتواند چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب كند .
( مسأله 1619 ) فقيرى كه مىداند زكات بر انسان واجب نشده ، اگر چيزى ، بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود ضامن است پس موقعى كه زكات بر انسان واجب مىشود ، اگر آن فقير به فقر خود باقى باشد ، مىتواند خود عين و يا عوض آن را ، بابت زكات حساب كند .
( مسأله 1620 ) فقيرى كه نمىداند زكات بر انسان واجب نشده ، اگر چيزى بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود ، ضامن نيست و انسان نمىتواند عوض آن را بابت زكات حساب كند .
( مسأله 1621 ) مستحب است زكات گاو و گوسفند و شتر را به فقيرهاى آبرومند بدهد و در دادن زكات ، خويشان خود را بر ديگران ، و اهل علم و كمال را بر غيرآنان و كسانى را كه اهل سؤال نيستند بر اهل سؤال مقدم بدارد . ولى اگر دادن زكات به فقيرى از جهت ديگرى بهتر باشد ، مستحب است زكات را به او بدهد .
( مسأله 1622 ) بهتر است زكات را آشكار ، و صدقه مستحبى را مخفى بدهند .
( مسأله 1623 ) اگر در شهر كسى كه مىخواهد زكات بدهد مستحقى نباشد و نتواند زكات را به مصرف ديگرى هم كه براى آن معين شده برساند ، چنانچه اميد نداشته باشد كه بعداً مستحق پيدا كند بايد زكات را به شهر ديگر ببرد و به مصرف زكات برساند ولى مخارج بردن به آن شهر ديگر را مىتواند از زكات بردارد خصوصاً اگر به اجازه حاكم شرع باشد و اگر زكات تلف شود ضامن نيست .
( مسأله 1624 ) اگر در شهر خودش مستحق پيدا شود ، مىتواند زكات را به شهر ديگر ببرد . ولى مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد و اگر زكات تلف شود ضامن است ، مگر آنكه با اجازه حاكم شرع برده باشد .
( مسأله 1625 ) اجرت وزن كردن ، پيمانه نمودن گندم و جو و كشمش و خرمائى را كه براى زكات مىدهد با خود او است .
رسالهء توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 370
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٧٠