تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤

چيزهائى كه سفر را قطع مىكند

چند چيز است كه سفر را قطع مىكند و بايد نماز را تمام خواند :

اول : رسيدن به وطن

( مسأله 1044 ) مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مىكند ، وقتى به جائى برسد كه ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند . ( مسأله 1045 ) مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده ، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند . ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود ، يا مقدارى برود و برگردد كه رفتن و برگشتن هشت فرسخ مىشود . وقتى به جائى برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود ، بايد نماز را شكسته بخواند . ( مسأله 1046 ) محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست ، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد ، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد . ( مسأله 1047 ) اگر قصد دارد در محلى كه وطن اصليش نيست مدتى بماند و بعد به جاى ديگر رود ، اين محل حكم وطن را دارد بنابر اين كارمندان دولت كه براى مدتى معيّن يا غير معيّن براى محلى اعزام مىشوند چون در آنجا مسافر نيستند ، حكم وطن را دارد . ( مسأله 1048 ) كسى كه در دو محل زندگى مىكند ، مثلًا شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مىماند ، هر دو به حكم وطن اوست . و نيز اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد ، همه آنها حكم وطن او حساب مىشود . ( مسأله 1049 ) در غير وطن اصلى و وطن غيراصلى كه ذكر شد در جاهاى ديگر اگر قصد اقامه نكند نمازش شكسته است چه ملكى در آنجا داشته باشد يا نداشته باشد و چه در آنجا شش ماه مانده باشد يا نه .