تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

6 . انتقال

( مسأله 169 ) اگر خون بدن انسان يا خون حيوانى كه خون جهنده دارد ، يعنى اگر رگ آن را ببرند ؛ خون جستن مىكند ، به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد برود و خون آن حيوان حساب شود پاك مىگردد و اين را « انتقال » گويند . پس خونى كه زالو از انسان مىمكد چون خون زالو به آن گفته نمىشود و مىگويند خون انسان است ، نجس مىباشد . ( مسأله 170 ) اگر كسى پشه‌اى را كه بر بدنش نشسته ؛ بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده از او مكيده يا از خود پشه مىباشد ، پاك است و همچنين است اگر بداند از او مكيده ولى جزو بدن پشه حساب شود ؛ اما اگر فاصله بين مكيدن خون و كشتن پشه به قدرى كم باشد كه بگويند خون انسان است ، نجس مىباشد . 7 . اسلام ( مسأله 171 ) در بحث نجاسات گفته شد كه كافر نجس است ولى اگر كافر شهادتين بگويد ؛ يعنى بگويد : « أشْهَدُ أن لا إلهَ إلّا الله و أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُوُلُ اللهِ » ، مسلمان مىشود و بعد از مسلمان شدن ، بدن و آب دهان و بينى و عرق او پاك است . و اگر موقع مسلمان شدن ، عين نجاست بر بدن او بوده ، بايد بر طرف كند و جاى آن را آب بكشد . ولى اگر پيش از مسلمان شدن ، عين نجاست بر طرف شده باشد ، لازم نيست جاى آن را آب بكشد . ( مسأله 172 ) لباسى كه بر تن كافر است ، و قبلا به وسيله عرق بدن و غيره نجس شده باشد با اسلام آوردن پاك نمىشود . ( مسأله 173 ) اگر كافر شهادتين را بگويد و انسان نداند قلباً مسلمان شده يا نه ، پاك است ، ولى اگر بداند قلباً مسلمان نشده بنابر احتياط واجب بايد از او اجتناب كرد .

8 . تبعيّت

( مسأله 174 ) تبعيّت آن است كه چيز نجسى به واسطه پاك شدن چيز نجس ديگر پاك شود .