تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند ، پس اگر آفتاب از پشت پرده يا ابر و مانند اينها بتابد و چيز نجس را خشك كند ، آن چيز پاك نمىشود ولى اگر ابر به قدرى نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند اشكال ندارد . چهارم آنكه آفتاب به تنهايى چيز نجس را خشك كند ، پس اگر مثلا چيز نجس به واسطه باد و آفتاب با هم خشك شود ، پاك نمىگردد ، ولى اگر باد به قدرى كم باشد كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده اشكال ندارد . پنجم آنكه آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته يك مرتبه خشك كند ، پس اگر يك مرتبه بر زمين و ساختمان نجس بتابد و روى آن را خشك كند و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد ، فقط روى آن پاك مىشود و زير آن نجس مىماند .
( مسأله 155 ) درخت و گياه به واسطه آفتاب پاك مىشود .
( مسأله 156 ) اگر آفتاب به زمين نجس بتابد ، بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابيدن آفتاب تَر بوده يا نه ، يا تَرى آن به واسطه آفتاب خشك شده يا نه ، آن زمين نجس است و همچنين است اگر شك كند كه پيش از تابش آفتاب ، عين نجاست از آن بر طرف شده يا نه يا شك كند كه چيزى مانع تابش آفتاب بوده يا نه .
( مسأله 157 ) اگر آفتاب به يك طرف ديوار نجس بتابد ، طرفى كه آفتاب به آن نتابيده پاك نمىشود ولى اگر ديوار به قدرى نازك باشد كه به واسطه تابش به يك طرف ، طرف ديگرش هم خشك شود پاك مىگردد .
4 . استحاله
( مسأله 158 ) اگر جنس چيز نجس بهطورى عوض شود كه به صورت چيز پاكى در آيد ، پاك مىشود ، و مىگويند « استحاله » شده است ، مثل آنكه چوب نجس بسوزد و خاكستر گردد يا سگ در نمكزار فرو رود و نمك شود ولى اگر جنس آن عوض نشود مثل آنكه گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند ، پاك نمىشود .
( مسأله 159 ) كوزه گلى و مانند آن كه از گل نجس ساخته شده و همچنين ذغالى كه از چوب نجس درست شده باشد نجس است .