مى گويند : آنگاه كه ما مرديم و اعضاء بدن ما در زمين پخش و پراكنده وگم شد آيا بار ديگر به اين جهان بر مىگرديم ؟ بلكه آنان به ملاقات با پروردگار كفر ميورزند . بگو فرشته مرگ كه مأمور بر أخذ جان شماست جان شما را مىگيرد سپس به سوى پروردگار خود باز مىگرديد .
توضيح اين كه اين آيه مركب از يك اعتراض و دو پاسخ است وشيوه استدلال قرآن بر امكان معاد در صورتى روشن مىشود كه هر سه فراز از آيه جدا از هم مطالعه شود .
اينك اين سه فراز :
الف - اعتراض : آيا آنگاه كه ما مرديم واعضاى بدن ما در زمين پخش وپراكنده وگم شد آيا بار ديگر به اين جهان باز مىگرديم ؟
ب - پاسخ اجمالى : آنان به ملاقات با پروردگار خود كفر ميورزند .
ج - پاسخ تفصيلى : بگو فرشته مرگ كه مأمور قبض روح شماست جان شما را مىگيرد و سپس به سوى پروردگار خود باز مىگرديد .
فراز سوّم به صورت قاطعانه مىگويد آنچه كه بودن شما به آن بستگى دارد آن گم نمىشود و آن را فرشته وحى مىگيرد وحفظ مىكندو در روز رستاخيز ، به سوى پروردگار خود باز مىگرديد .
اين فراز از آيه مىرساند آنچه كه گم مىشود بدن انسان است كه هرگز انسان بودن انسان به آن بستگى ندارد . گم شدن يا گم نشدن آن تأثيرى در امكان معاد ندارد . و آن كه شخصيت انسان به آن بستگى دارد همان روح وروان اوست كه هرگز گم نمىشود و در پيشگاه خدا محفوظ مىباشد .
بنابر اين هرگاه اين روح با هر بدنى همراه شد معاد انسان متحقق مىگردد . و ديگر نيازى نيست كه آن ذرات گم شده گرد آورى شود تا معاد انسان ممكن گردد .
ياد آورى مىشود كه اين جمله نه بدان معناست كه معاد انسان جسمانى نيست و تنها روحانى است ونيز نه بدان معناست كه آن ذرات پخش شده قابل گرد آورى نيست ، بلكه در
رسالهء توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٠٥