انسان در اين جهان ، آنگاه چند صباح زندگى كردن ، نمىتواند خود هدف باشد ، وخداوند حكيم پيراسته از آن است كه فعل او ، خالى از حكمت وهدف باشد ، هرچند اين هدف مربوط به خود مخلوق باشد .
به خاطر اين دو جهت معاد كه هم ترسيم گر هدف زندگى وهم ترسيم كننده عدل الهى است بايد تحقق پذيرد .
دلايل امكان معاد
بازگشت انسان به زندگى مجدد روى اصول علمى وفلسفى كاملًا امرى ممكن است ؛ زيرا :
اولًا - طبق اصل « لاوازيه » ماده جهان نابود نمىشود چيزى كه هست صورتها عوض مىشود ، ولى اصل آن محفوظ مىماند . بنابر اين انسانهايى كه مىميرند ، صورت آنها تغيير مىكند ولى ماده آنها به صورتهاى مختلف از قبيل خاك و گاز محفوظ مىماند . و اين خود مايهاى مىشود براى زندگى مجدد .
ثانياً - طبق اصلى كه « مادام كورى » آن را ثابت كرده و گفته فاصله ماده وانرژى بسيار كم است وپيوسته ماده به انرژى تبديل مىشود و كليه انرژيها در جهان محفوظ مىباشد « طبق اين اصل » كليه كارها وحركات انسان كه به شكل انرژى در آمده در جهان محفوظ است .
بنابراين امكان اين كه ، انسان اعمال و حركات خود را در سراى ديگر ببيند ، به حكم بقاى انرژى امكان پذير مىباشد .
گذشته از اينها قرآن در امكان معاد برهان روشنى دارد كه نقل آن بستگى دارد كه مجموع آيه كه مركب از يك اعتراض و دو جواب است نقل گردد .
اينك مجموع متن و ترجمه آيه :
(
وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ * قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ
) ( سوره سجده آيات 11 - 12 )