مضمون روايت ارشاد و راهنمايى است به اينكه بيان حال آنها بر روح و ارادهء طرف مقابل تأثير بيشترى دارد تا دشنام ، نه اينكه مفهومش تحريم دشنام يا مرجوحيّت آن باشد ؛
5 - در لغت و در عرف ميان سبّ و لعن تفاوت آشكارى وجود دارد .
سبّ به معناى دشنام دادن به آبرو و شرف ديگران است ، در حالى كه لعن به معناى آرزو كردن و خواستن از خداوند است كه رحمت خود را از كسى دور كند و او را گرفتار سازد .
بنابراين چنانچه از سبّ و دشنامگويى نهى و منع كردند ، لازمهاش اين نيست كه از لعنت كردن هم نهى و منع شده باشد . با اين بيان روشن مىشود كه درست نيست به رواياتى كه در مذمّت دشنامگويى و بد دهانى وارد شده است ، بر مرجوح بودن لعن استدلال شود ؛ زيرا دشنام و حرفهاى بد بر زبان آوردن از مصداقهاى « سبّ » است ، نه « لعن » ، و نهى از « سبّ » ( به هر يك از مصداقهايش ) مستلزم آن نيست كه از لعن هم منع شده باشد .
علاوه بر اين ، بين نصوص و تصريحاتى از قرآن و سنّت كه بر رجحان لعن دلالت دارند و نصوصى كه از آنها بوى نهى به مشام مىرسد مىتوان جمع عرفى نمود و جمعش بدين گونه امكان دارد كه به حسب متعلق باشد . و در اين صورت ، لعنى كه از آن نهى شده ، لعن بر مؤمنان و ناسزا گفتن به ايشان است و لعنى كه رجحان دارد ، لعن بر ستمگران به ويژه كسانى است كه بر اهل بيت عليهم السلام ستم روا داشتهاند و در روايات شواهدى بر آن وجود دارد ، از جمله :
زيارت عاشورا فراتر از شبهه (فارسى) — صفحة 277
مساهمون: الميرزا جواد التبريزي
ص٢٧٧