تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيارت عاشورا فراتر از شبهه (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
پاسخ اين كلام : 1 - واژهء « أكره » جز با قرينه بر حرمت اصطلاحى دلالت نمىكند و در اين‌جا قرينه‌اى وجود ندارد ؛ 2 - حكم متوجه مخاطبينى است كه به ايشان فرموده : « لَكُمْ » و اين‌كه فراگير به همهء مسلمانان باشد ، احراز نمىشود ؛ چون احتمال دارد ويژهء جنگجويانى باشد كه همراه آن حضرت بوده‌اند ، به لحاظ اينكه اقتضاى مقام نبرد و تاخت و تاز بر دشمن اين است كه از درگيرى لفظى اجتناب شود و تمام توجه به چيزى باشد كه در آن حال مهم‌تر و سودمندتر است ؛ 3 - محلى كه كراهت در آن قرار مىگيرد ، « سَبّاب » يعنى بسيار دشنام‌گوى بد دهان مىباشد و تفاوت است ميان كسى كه بسيار دشنام‌گوى و ناسزا مىگويد با كسى كه يك بار دشنام مىدهد ، به لحاظ اينكه سبّاب صيغهء مبالغه است و مفهومش دشنام گويى زياد و بد دهانى است و روشن است كه كراهت سبّ زياد ، مستلزم آن نيست كه « سَبّ » به خودى خود كراهت داشته باشد ؛ 4 - نهى در اين روايت نهى ارشادى است ، نه نهى مولوى ( به قرينهء جملاتى كه در بعد از آن آمده است ) : « وَلكنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُم أَعْمالَهمْ وَذَكَرْتُمْ حالَهُمْ كانَ ذلِكَ أَصْوَبَ فِي القَولِ وَابْلَغْ فِي العُذْرِ ؛ « 1 » و ليكن شما اگر رفتار آنها را توصيف كنيد و حالات ناروايشان را بگوئيد ، در گفتار شايسته‌تر مىباشد و براى اتمام حجت ، رساتر است » . به اين معنى كه
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبه 206 .