( مسأله 1675 ) در عقد موقّت نيازى به طلاق نيست ، بلكه به يكى از دو طريق زير از يكديگر جدا مىشوند :
1 ) سپرى شدن مدّت تعيين شده .
2 ) هبه كردن بقيه مدّت .
( مسأله 1676 ) ولىّ دو طفل صغير مىتوانند آنها را براى مدّت كوتاهى براى اهداف ديگرى - از قبيل ايجاد محرميّت - به يكديگر عقد كنند ، اگرچه در آن مدّت قابل كامجوئى نباشند . اين عقد صحيح است به شرط اينكه مفسدهاى در كار نباشد وسهلانگارى نسبت به حقّ صغير به شمار نيايد .
عيبهايى كه موجب فسخ مىشود
( مسأله 1677 ) از آنجا كه " نكاح " عقد لازم است بر خلاف ديگر عقدهاى لازم ، با پشيمانى و اقاله طرفين فسخ نمىشود . بلكه در عقد دائم بايد براى جدايى طلاق و در عقد موقت يا با تمام شدن وقت معين و يا با بخشش باقى وقت از طرف مرد از يكديگر جدا شوند .
( مسأله 1678 ) زن در چهار مورد اختيار فسخ دارد :
1 ) مرد ديوانه شود ، خواه پيش از عقد ديوانه بوده و يا بعد از عقد ديوانه شود ، اگرچه زناشوئى هم انجام شده باشد .
2 ) مرد قدرت نزديكى نداشته باشد ، به شرط اينكه حتى يك بار هم نزديكى نكرده باشد و از نزديكى با زنان ديگر نيز ناتوان باشد . چه از اوّل ناتوان بوده ، يا بعدا ناتوان شده باشد .
3 ) مرد به هنگام عقد اخته باشد .
4 ) نسب مرد خلاف درآيد .
( مسأله 1679 ) اگر زنى با مردى ازدواج كند و مرد ، خود را از يك فاميل