همه آنها كفايت نمىكند ، پس اگر همه آنها واجب يا همه آنها غير واجب باشد ،
دو صورت است :
1 ) اگر به همه آنها در يك جلسه و با يك تعبير وصيّت كرده باشد ، مثلًا گفته باشد : آنچه نماز و روزه به گردن من هست ، آنها را از طرف من انجام دهيد ، و يا گفته باشد كه از طرف من هر يك از مشاهد ائمه را ده بار زيارت كنيد ، در اينجا بر همهآنها نقص وارد مىشود ، يعنى از هر يك به مقدارى كه مال كفايت كند انجام داده مىشود .
2 ) اگر به آنها در جلسات مختلف وصيّت كند ، و يا در يك جلسه ولى با ترتيب وصيّت كند ، مثل اينكه اوّل بگويد : آنچه نماز بر گردن من هست انجام دهيد ، سپس بگويد آنچه روزه بر گردن من هست انجام دهيد . يا اوّل بگويد : دو بار از طرف منبه زيارت اميرالمؤمنان برويد ، سپس بگويد دو بار نيز به زيارت امام حسين برويد . يا اوّل بگويد : 1000 دينار از طرف من صدقه بدهيد ، سپس بگويد : 1000 دينار به زيد بدهيد . در همه اين موارد آنچه را كه اوّل گفته شده انجام داده مىشود ، سپس به مقدارى كه از پول باقى باشد به دوّمى پرداخته مىشود .
( مسأله 1534 ) اگر وصيّت كند كه يك سلسله واجبات مالى را از ثلث او انجام دهند ، اگر ثلث به آنها كفايت نكند ، بقيّه را از اصل تركه صرف مىكنند .
( مسأله 1535 ) اگر به چيزهايى وصيّت كند كه در ميان آنها تضاد نباشد ولى تزاحم باشد ، يعنى ثلث به آنها كفايت نكند ، اگر معلوم شود كه برخى از آنها از ثلث نمىباشند ، نقص فقط بر آن وارد مىشود ، اگرچه آن را جلوتر گفته باشد ، مثلًا بگويدبه پسر كوچكم هزار دينار بدهيد ، و ثلث مرا كه ده هزار دينار مىشود به مستمندان بدهيد ، در اينجا نقص بر هزار دينار وارد مىشود ، مگر اينكه ورثه اجازه دهند .
( مسأله 1536 ) اگر ظهور وصيّت در اين باشد كه برخى از وصيّتهايش از اصل تركه خارج شود ، مثلًا بگويد 100 دينار به زيد بدهيد و ثلث تركه را به فقرا
منتخب المسائل (فارسى) — صفحة 327
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٣٢٧