احكام قرض و بدهى
« قرض » عبارت است از قراردادى كه نتيجهاش تمليك مال است به ديگرى با شرط ضمان .
ولى « بدهى » چيزى است كه ذمّه انسان به آن مشغول باشد . خواه به وسيله عقد باشد ، مانند بدهى مربوط به قرض ، بهاى كالاى خريدارى شده ، كابين مدّتدار ، اجرت اجاره و كالاى فروخته شده به صورت پيش فروش . و يا بدون عقد باشد ، مانند بدل اشياء تلف شده و ضمانت آور .
( مسأله 1323 ) در قرض همانند هر عقد ديگر بايد طرفين حق تصرّف در اموال خود را داشته باشند ، يعنى كودك ، ديوانه و سفيه نباشند . و گرنه عقد نافذ نيست ، و بايد قرض دهنده بر مالى كه قرض مىدهد تسلط داشته باشد .
( مسأله 1324 ) در قرض ، بايد قرض گيرنده مال را تحويل بگيرد و پيش از آن مالك آن مال نمىشود .
( مسأله 1325 ) هنگامى كه قرارداد قرض بسته شد و قرض گيرنده مال را قبض نمود ، عقد لازم مىشود و هيچ كدام حق فسخ يكجانبه ندارند . اگر قرض دهنده پيش از فرا رسيدن مدّت قرض ، مال خودش را مطالبه كند ، بر قرض گيرنده واجبنيست كه اجابت كند .
( مسأله 1326 ) پس از تحقّق قرض ، قرض گيرنده مىتواند عين مال را به صاحبش برگرداند ، ولى اگر پيش از فرا رسيدن مدّت بخواهد آن را فسخ كند و قرض خود را پرداخت نمايد ، بر قرض دهنده واجب نيست كه آن را بپذيرد .