كه معامله را فسخ كند .
( مسأله 1052 ) جنس و چيزى كه در مقابل آن پرداخت مىشود بايد ملك طِلق باشد ، روى اين بيان معاملات زير باطل مىباشد :
1 ) معامله اموال وقفى .
2 ) خريد و فروش جنسى كه عينِ آن براى هدف خاصّى نذر شده است .
3 ) خريد و فروش چيزى كه در نزد ديگرى گرو مىباشد .
4 ) خريد و فروش چيزى كه به صورت مشروط معامله شده و تا مدّت مشخصى حق فروش از خريدار سلب شده است .
( مسأله 1053 ) اگر شخصى قسم ياد كرده و يا عهد كرده كه آن را نفروشد ، اگر اقدام به فروش آن كند ، معامله صحيح و نافذ است ، جز اينكه فروشنده بايد كفّاره قسم يا عهد خود را بدهد .
احكام خيارات
( مسأله 1054 ) « بيع » يعنى « خريد و فروش » از عقود لازمه است ، خواه صيغه عقد خوانده شود ، يا به يكى ديگر از راههايى كه قبلا گفته شد ، داد و ستد انجام يافته باشد . درنتيجه پس از تحقّق يافتن معامله ، ولو به صورت « معاطات » ، نمىتوان آن را به هم زد ، مگر با توافق طرفين يا حاصل شدن حق فسخ به يكى از طرفين و يا هر دو ، كه به آن « خيار » گفته مىشود .
( مسأله 1055 ) « خيار » حقّى است كه صاحب آن مىتواند از حقّ خود استفاده كرده و معامله را فسخ كند و يا از حق خود بگذرد و معامله را امضا كند .
( مسأله 1056 ) صاحب خيار پس از ثبوت حق خيار ، اگر به معامله رضايت بدهد و آن را امضا كند ، ديگر نمىتواند آن را فسخ نمايد .
( مسأله 1057 ) اقسام خيار ده تاست :