به همان گونه كه اين آيه به بيان حقيقت وجود خدا مىپردازد ، از همينهء او بر جهان و محافظت آن نيز سخن مىگويد . و مردى به امام صادق ( ع ) گفت : اى پسر رسول خدا ! به من بگو كه خدا چيست ؟ زيرا كه مردمان سخت با من به مجادله مىپردازند و مايهء سرگردانى من شدهاند ، پس امام ( ع ) به او گفت : اى عبد اللَّه ! آيا هرگز سوار بر كشتى شدهاى ؟ گفت : آرى ، گفت : آيا اتفاق افتاده است كه كشتيت بشكند و كشتى ديگرى براى نجاتت وجود نداشته باشد و از شنا كردن نيز بهرهاى نداشته باشى ؟ گفت : آرى ، گفت : پس آيا در آن حال بر قلب تو گذشته بوده است كه چيزى از چيزها مىتواند تو را از آن گرفتارى رهايى بخشد ؟
گفت : آرى ، و آن گاه امام صادق ( ع ) گفت : همان چيز خداوند قادر بر نجات دادن كسى است كه نجات دهندهاى نداشته باشد ، و پناه دهندهء كسى كه هيچ پناه دهندهاى ندارد » . « 23 » اگر مىخواهى خدا را بشناسى ، بر كشتى هولها و هراسها سوار شو ، كه خدا را در آن جاى خواهى شناخت كه مال و فرزندان براى تو سودى ندارد ، و در آن هنگام است كه در معرفت خدا به روى تو گشوده مىشود ، و آثار رحمت او را مشاهده خواهى كرد .
[ 66 ] «
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
- تا كفر ورزند به آنچه به ايشان دادى ، و از آن بهرهمند شوند ، پس به زودى خواهند دانست . » خداوند متعال نعمت عقل و فطرت و بصيرت را به انسان ارزانى داشته ، ولى انسان عقل خود را ترك مىكند و به جهل خويش رو مىآورد ، و بصيرت و بينش را با كورى مبادله مىكند ، و به جاى پيروى از فطرت پاك به فرمانبرى شهوتهاى پليد مىپردازد .
بهرهبردارى و كاميابى تنها انگيزشى فورى در اعصاب و شهوتهاى او است ،
هامش
( 23 ) - بحار الانوار ، ج 2 ، ص 41 .