در حديثى مأثور از امام صادق - عليه السلام - آمده است كه : ابراهيم در آن مىكوشيد تا عذاب را از قوم لوط دور كند ، و در آن حديث ( پس از بيان گوشههايى از داستان لوط ) چنين آمده است :
« پس ابراهيم گفت كه : براى چه آمدهايد ؟ گفتند براى هلاك كردن قوم لوط ، پس به ايشان گفت : در ميان آنان يكصد نفر از مؤمنان به سر مىبرند ، آيا مىخواهيد آنان را نيز هلاك كنيد ؟ و جبرييل - عليه السلام - گفت : نه ، گفت :
اگر شمارهء آنان پنجاه باشد چطور ؟ گفت : نه ، گفت : اگر سى باشد ؟ گفت : نه ، گفت : اگر بيست باشد ؟ گفت : نه ، گفت : اگر ده باشد ؟ گفت : نه ، گفت :
اگر پنج باشد ؟ گفت : نه ، گفت : اگر يك نفر باشد ؟ گفت : نه ، گفت : پس در آن لوط است ، و فرشتگان گفتند : ما از آن آگاهتريم كه در آن چند مؤمن وجود دارد و ما لوط و خانوادهء او را جز زنش كه از برجاى ماندگان است نجات خواهيم داد » .
/ 449 و حسن بن على ( ع ) گفت :
« از اين گفته چيزى جز آن نمىدانم كه خدا آنان را باقى خواهد گذاشت ، و آن اين گفتهء خداى عزّ و جلّ است :
يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ
. « 16 » «
قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ
- گفتند : ما بهتر مىدانيم كه چه كسان در آنند ، و او را و كسانش را ، جز زنش كه از بر جاى ماندگان است ، نجات خواهيم داد . » در اين آيه بازگشتى به اين يادآورى است كه : تجمع خانوادگى مطلوب است ، ولى در حدود ايمان حقيقى ، و چون زن لوط بد بود از غابرين شد و از صالحان جدا ماند .
[ 33 ] «
وَ لَمَّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً
- و هنگامى كه فرستادگان ما به نزد لوط آمدند ، گرفتار رنج و دلتنگى شد . » لوط به كار زراعت زمين مىپرداخت و چون گروهى از مردان را ديد كه به
هامش
( 16 ) - همان كتاب ، ص 158 .