بعضى از گونههاى آفريدگان عمرهاى بسيار دراز دارند و اعراب براى اشاره به درازى عمر كلاغ را مثل مىزنند و مىگويند : ( آن گاه كه كلاغ پير شود ) بدان سبب كه پدران و پسران با پياپى رسيدن نسلها يك كلاغ را مشاهده مىكنند ، و زندگى يك فرد بشرى براى ديدار همهء مراحل زندگى آن كافى نيست ، و گونههاى ديگرى از جانوران دوران زندگى بسيار كوتاه دارند ، همچون مگس و پشه از چند روزى بيشتر نيست ، و نيز بعضى از حشرات بيش از دو ساعت عمر نمىكنند و آدمى مىتواند از ولادت و نهايت زندگى آنها به سادگى آگاه شود و بداند كه چگونه به دنيا مىآيند و بدون سر و صدا از آن بيرون مىروند ، و از اين عبرت بگيرد كه بازگشت او پس از مرگ به زندگى براى خدا همچون آغاز آن آسان است و هيچ چيز خدا را ناتوان نمىسازد و انجام دادن هيچ كارى براى او دشوار نيست .
«
إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ
- و ( انجام دادن ) اين ( كار ) براى خدا آسان است . » و ارادهء خدا در فاصلهء ميان كاف و نون ( در كلمهء « كن باش » ) اجرا مىشود .
[ 20 ] «
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ
- بگو كه : در زمين سير كنيد و ببينيد كه چگونه ( خدا ) آفرينش را آغاز كرد . » / 435 قضيهء سير كردن و گشتن در زمين ممكن نيست با مطالعه كردن در اطاقى دربسته صورت پذير شود ، بلكه اين كارى است كه با سير كردن در زمين و مطالعهء طبيعت صورت پذير خواهد شد . بايد زمين را كاوش كرد و به آثار گذشتگان دسترسى پيدا كرد ، و در طبقات مختلف زمين به جستجو پرداخت و به مطالعهء چيزهايى كه به دست مىآيد پرداخت تا معلوم شود كه خدا چگونه در آغاز آفريدگان را از عدم به عالم هستى رسانيده است .
هر كس بر آن توانايى دارد كه تطورها و تكاملهاى زندگى را ، از طريق گشتن در زمين ، با چشمهاى باز و قلبى فهيم و ضميرى بيدار ، ببيند و ملاحظه كند .
«
ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ
- و سپس خدا پديد مىآورد پديدار شدن