باشند ، همه در خدمت رسالت و مردم سپرى مىشود ، / 293 و پيوسته منتظر فرصتاند تا ، بدون اين كه مردمان خواستار يارى از ايشان باشند ، به عمل صالح بپردازند و به يارى آنان بشتابند . و قرآن از قول عيسى ( ع ) گفته است : «
وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ
- و مرا در هر جا كه باشم مبارك و با بركت و فرخنده ساز » ، پس مقدم مؤمنان در خانهء هجرت مبارك است .
شايد از اقدام موسى به اين عمل ايجاد روابطى اجتماعى بوده است كه بر اثر آن تحرك مكتبى در جامعه هجرت استوار شود ، به همان گونه كه از خلال آن در خدمت به قضيهء خودش دستگير ما مىشود .
«
قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ
- گفتند كه : ما ( به گوسفندانمان ) آب نمىدهيم تا آن گاه كه شبانان از آبشخور خارج شوند ، و پدر ما پير مردى سالخورده است . » به سبب همين سالخوردگى نمىتواند به سيراب كردن گوسفندان در اين جا بپردازد .
[ 24 ] «
فَسَقى لَهُما
- پس ( گوسفندانشان را ) براى آنان سيراب كرد . » ما گروهى از انقلابيان را مىبينيم كه از خدمت كردن به مردم شانه تهى مىكنند و آن را از حساب خود جدا مىسازند ، و حجت ايشان آن است كه پرداختن به قضيهء انقلاب مهمتر است .
اما موسى خدمت كردن به مستضعفان را از مهمترين هدفهاى خود مىدانست ، و به همين سبب به جاى آن دو زن كار آب كشيدن از چاه و ريختن آن به آبشخور و سيراب كردن گوسفندانشان را به انجام رسانيد ، و چون جوان و نيرومند بود ، سختيهاى زندگى و چالشهاى آن او را به حركت برمىانگيخت ، و با دلوى به آبكشى پرداخت كه عمل آن از عهدهء ده مرد بيرون بود .
از مهمترين صفات پيامبران نيكى كردن و احسان به مردم است ، و با داشتن چنين صفاتى خدا آنان را به رسالت برمىگزيند ، و هنگامى كه قرآن از گزينش پيامبران سخن مىگويد ، غالبا اين جمله را مشاهده مىكنيم : «
وَ كَذلِكَ