آن درياى وجود دارد كه آب شور و تلخ دارد ، و چون آب به خاك برسد ، خاك به صورت گل درمىآيد و مانع نفوذ كردن آن مىشود .
/ 218 «
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
- آيا ممكن است با خدا معبود ديگرى بوده باشد ؟ نه بلكه بيشتر آنان نادانند . » پس از عرضه شدن اين آيات در قرآن ، و قرار گرفتن در برابر عقل انسان ، از خود مىپرسد كه : آيا ممكن است با خدا معبودى ديگر وجود داشته باشد ؟ ! كه جواب طبيعتا هرگز است . اگر معبود ديگرى وجود مىداشت ، اثر او را در زندگى زمين يا در آسمان يا در درياها . . . يا . . . مشاهده مىكرديم ، پس اگر بدون دليل براى او شريك قائل شويم از نادانان خواهيم بود .
[ 62 ] سپس قرآن پرسش ديگرى را خطاب به و جدان انسان طرح مىكند و مىگويد :
«
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ
- آيا چه كس دعوت بيچارهاى را براى مدد خواهى اجابت مىكند و شرّ و بدى را از او دور مىسازد ؟ . » «
وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ
- و شما را جانشينان در زمين قرار مىدهد ؟ » الف : با بخشيدن تسلط سياسى ، شما را جانشينان ( خود ) در زمين مىسازد .
ب : بعضى از شما را جانشين بعضى ديگر مىكند .
خواه اين باشد يا آن ، آن كس كه پادشاهان را هلاك مىكند و ديگران را به جاى آنان مىنشاند ، و قومى را نابود مىسازد و قومى ديگر را پديد مىآورد ، آيا امكان آن هست كه شريك داشته باشد ؟ ! پس چرا با عقلهاى خود به تفكر نمىپردازيد تا به خدا توجه پيدا كنيد ؟
«
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ
- آيا مىشود با خدا معبودى ديگر بوده باشد ؟ چه كم به ياد مىآوريد . » در بسيارى از مواقع انسان بر اين باور است كه تسلط سياسى به دست مردم