فزونى بخششت مرا از نگاهدارى حساب سپاسگزارى از خودت ناتوان ساخت ، و پى در پى رسيدن مكرمتهايت مرا از ذكر محامد و ستايشگوييت باز داشت ) . « 4 » و در دعايى ديگر چنين آمده است :
( و بردبارى تو نسبت به من مرا بر آن داشت كه جرأت نافرمانيت را پيدا كنم ، و مستور ماندن گناهانم به بزرگوارى تو ، مرا به كمى شرم و آزرم رهبرى كرد ، و آگاهيم از گسترش رحمت و بزرگى عفو تو ، به من در ارتكاب حرامهاى تو شتاب بخشيد ) . « 5 » مؤمنان در مقابل اين غفلت با يادآورى نعمتهاى خدا و آگاهى يافتن از احتمال قطع شدن آنها مقاومت مىورزند .
[ 10 ] و يكى از آيات و نشانههاى رحمت خدا آن است كه پيامبران خود را بر بندگان ستمگر خويش مبعوث كرده است ؛ مگر نه اين است كه ستمكارى مايهء از ميان رفتن نعمت و فرا رسيدن عذاب است ؟ پس چه كس شايستهتر از پروردگار رحيم است كه كسى را بر بندگان خويش مبعوث كند / 19 كه آنان را از عاقبت بد ستمگريشان آگاه سازد ؟
«
وَ إِذْ نادى رَبُّكَ مُوسى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
- و در آن هنگام كه پروردگارت به موسى ندا كرد كه : به سوى گروه ستمكاران روانه شو . » با ندايى آشكار كه هيچ شنوندهاى در آن دچار شك نمىشد ، و آميختهء به حديث نفس و وسوسههاى قلبى نبود ، و ندا كنندهء آن به موسى پروردگارى بود كه نعمتهاى او پيوسته و گوناگون و مرحله به مرحله به بندگانش مىرسد .
[ 11 ] و هدف آن آشكارا ايستادگى و مقاومت در برابر ظلم و ستم بود كه تنها مصلحت ستمديدگان را در برنمىگرفت ، بلكه مصلحت ستمكاران را نيز شامل مىشد كه نزديك بود ظلم سبب هلاكشان شود .
هامش
( 4 ) - مناجاة الشاكرين در الصحيفة السجّادية ص 122 .
( 5 ) - از دعاى ابو حمزهء ثمالى در مفاتيح الجنان ص 187 .