«
وَ يَضِيقُ صَدْرِي
- و سينهام تنگ شود . » ثالثا : شايد شدّت تكذيب مردمان سببى براى بسته شدن زبان شود ، يا اين كه چنين تكذيبى نيازمند رو به رو شدن زبان روانتر و بليغترى با آن است .
نيز گفتهاند كه : موسى - عليه السلام - لكنت زبان داشت و نمىتوانست بعضى از حروف را به خوبى ادا كند .
هنگامى كه امر از اين قرار بوده باشد ، درسى كه سياق مىدهد آن است كه : باز دارندههايى جسمانى گاه مانعى براى قيام كردن به رسالت خدا مىشود ، و بر ما است كه به چالش با آنها بپردازيم .
«
وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ
- و زبانم روان نشود ، پس رسالت را بر عهدهء هارون قرار ده . » رساندن پيامها و رسالتهاى خدا نيازمند تبليغى نيرومند است ، و موسى - عليه السلام - از دشوارى اين كار آگاه بود ، پس خواستار مساعد و ياورى در اين ميدان عمل شد .
[ 14 ] رابعا : ضرورتى ندارد كه حامل رسالت بنا بر عرف و قوانين مورد عمل در شهر مورد قبول قرار گرفته باشد ، و اين گردنهء دشوارى نيست كه گذشتن از آن امكان پذير نباشد . اگر قومى تو را مورد استهزا قرار دادند ، يا حتى تو را مجرم قلمداد كردند ، به آن توجهى نكن و در راه خود به پيش رو ، / 21 چه اين پيامبر بزرگ يعنى موسى بن عمران - عليه السلام - از لحاظ قانونى بر خلاف مقررات آنان عمل كرده بود ، و از جملهء عناصر مستضعف و به بردگى گرفته شده محسوب مىشد ، و از ميان ايشان يكى را به قتل رسانده بود و بنا بر قوانين آنان مىبايستى در معرض قصاص قرار گيرد ، و با همهء اينها به حمل رسالت از جانب خدا مأمور شد .
و موسى براى اشارهء به اين گرفتارى چنين گفت :
«
وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ
- و گناهى در حق ايشان مرتكب شدهام و از آن بيم دارم كه مرا بكشند . » [ 15 ] همهء اين گذرگاههاى دشوار در برابر موسى جمع شده بود . اينك بهتر