مىسازد ، و به همين جهت بوده است كه فرستادگان خدا در ميان مردم غالبا برخوردهايى با تقاليد و سنتهايى داشته و از آنها اعراض مىكردهاند .
«
إِلَّا كانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ
- مگر اين كه از آن دورى مىكردند . » [ 6 ] مردمان هميشه به گذشته مىچسبيدند و تازهها را در معرض ريشخند قرار مىدادند ، و لذا رسالت را تكذيب مىكردند و خبر آن به ايشان مىرسيد : كه بر باطل آنان پيروز شده است ، و بيهوده پشيمان مىشدند .
«
فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبؤُا ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
- پس تكذيب كردند و خبر آنچه كه آن را مورد استهزاء قرار مىدادند ، به زودى به ايشان خواهد رسيد . » [ 7 ] و اگر در آيات خدا مىنگريستند ، و به ميانجيگرى آنها پروردگار خويش را مىشناختند ، و به نامهاى نيكوى او ايمان مىآوردند ، / 17 هرگز آنها را تكذيب نمىكردند .
اگر نظر آدمى به آفريدگان پيرامون خودش سالم باشد ، حتما از راستى رسالتهاى خدا آگاه خواهد شد ، چه آنها تعبير درستى از سنّتهاى خدا در آفريدگانش را جلوهگر مىسازند .
«
أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ
- چرا به زمين نگاه نكردند ( تا ببينند كه ) چه اندازه از جفتهاى گرامى در آن رويانيدهايم . » در زمين سير كن ، و بر كشتزار شكوفندهاى نظر انداز ، و در كنار هر درخت بار دار اندكى درنگ كن ؛ آيا چه مىبينى ؟ همهء اينها به راستى تكامل يافته است :
ريشهها در زمين فرو رفته ، و درخت بر ساقهء ستبر خود ايستاده ، و شاخههاى خود را با نظم و آرايش كامل در فضاى اطراف تنه پراكنده ساخته ، و در مقابل باد و باران و آفتها به ميانجيگرى دهها وسيلهء دفاع كه خداوند حكيم در آن آفريده است به چالش برمىخيزد ؛ سپس چه مىبينى ؟ مىبينى كه اين درخت - با وجود تكامل تمام خود - نيازمند جفتى است كه هر دو با آن تكامل پيدا كنند . چگونه خدا آن را از همه جهت بى نياز و گرامى داشته ، و چگونه از اين جهت خاص او را نيازمند