شرايع و اخلاقيات اسلامى در آن رواج پيدا مىكند و در نتيجه به صورت يك مجتمع مبتنى بر فضيلت درمىآيد ، ولى بيگانه به عكس اين عمل مىكند ، و چنان كه قرآن حكيم گفته است : «
وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً
- عزيزان اهل آن را ذليل مىكنند » .
هنگامى كه انگليسيها به عنوان استعمارگر در عراق داخل شدند ، اعلانى در نجف اشرف انتشار يافت كه در آن حكومت استعمارى نياز خود را به عدهاى از مردم براى خدمتگزارى در دستگاه پليس اظهار كرده بود ، و شرط آن بود كه سن داوطلبان خدمت ميان هجده و سى و پنج سال بوده باشد ، و داوطلبان كار در موعد معين حضور پيدا كردند ، و چون به بيش از ده تن براى خدمت نيازى نبود ، فرمانده محلى برپا خاست و به ايشان گفت : به شما نيازى ندارم ، ولى اگر در ميان شما عدهاى ولد الزّنا وجود داشته باشد ، آنان بر جاى خود باقى بمانند ، پس در حالى كه هر يك از حاضران به ديگرى نگاه مىكرد ، متفرق شدند و جز عدهء كمى باقى نماندند و آنان از كسانى بودند كه جامعه آنان را از خود طرد كرده بود و بنا بر اين بيمى از آن نداشتند كه ولد الزنا به شمار آيند ، و مردمانى پست و رذل بودند و بسا امكان آن بود كه زنازاده نباشند ، ولى فدا كردن شرف براى خدمت كردن به اجنبى براى آنان هيچ اهميتى نداشت ، در صورتى كه انسان شريف هرگز به آن راضى نمىشود كه ضد فرزندان ميهن خويش به خدمت بيگانه درآيد و ارزشهاى اجتماع را فدا كند .
/ 185 «
وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ
- و چنين مىكنند . » و در اين بخش از آيه تأكيدى از جانب خدا بر حقيقتى كه بلقيس آن را دربارهء پادشاهان طرح كرد ، مشاهده مىشود .
/ 186
[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 35 تا 44 ]
وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ ( 35 ) فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا