تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
آورده بود ، مشاوران گفتند : ما از نيرو و شجاعت برخورداريم ، و براى جنگ آماده‌ايم ، ولى او گفت : ما خرسندى سليمان را از راه فرستادن هداياى گرانبها طلب مىكنيم ، پس اگر از كسانى باشد كه خواستار اين جهانند ، آنها را خواهد پذيرفت ، و اگر چنين نشود و او پيغمبر باشد ، مسئله صورت ديگرى پيدا مىكند و ديگرى ما مجالى براى معارضهء با او نداريم . آنچه از اين كار - يعنى فرستاده شدن هداياى بلقيس - مىفهميم اين است كه نشانهء عقل آن ملكه - و عاقلترين مردم كسى است كه عقلهاى ديگران را بر عقل خود بيفزايد - اين است كه قرارى براى جنگ يا صلح نگذاشت ، و براى خود ، تا زمان بازگشت فرستادهء همراه هدايا ، فرصت انديشيدن درباره اين امر را فراهم آورد ، تا اگر قرارى اتخاذ كند ، قرارى سالم باشد ، چه قرار كارساز آن است كه صاحب آن بعد از فراهم آمدن همهء اسبابهاى وجود پيدا كردن آن ( معلومات و كارشناسيها و انديشهء سليم ) گرفته شود . بدين گونه فرستادگان بلقيس به راه افتادند تا به سليمان رسيدند ، و چون هدايا را به او تسليم كردند ، / 189 هدايا و ايشان را كوچك شمرد ، و چون به نزد بلقيس بازگشتند و از آنچه گذشته بود سخن گفتند ، بلقيس دانست كه سليمان پادشاهى همچون پادشاهان ديگر نيست ، و چون فرستادگان بلقيس عامل تهديدى از سليمان نيز بودند كه اگر بلقيس و قومش ايمان نياورند ، به سرزمين ايشان حمله خواهد كرد ، بر آن شد كه روانهء دربار سليمان شود ، و پيش از آن كه از يمن حركت خود را آغاز كند ، سليمان در جستجوى كسى بود كه تخت زرّين با ابعاد طول و عرض و ارتفاعى هر يك 25 ذراع را به نزد او حاضر كند ، پس ديوى از ميان جنّيان برپا خاست و گفت كه : پيش از اين كه از جايت برخيزى من آن را نزد تو حاضر خواهم كرد ، و آن گاه آصف بن برخيا ، وصى سليمان ، كه از اسم اعظم خدا آگاهى داشت برپاخاست و گفت كه : من پيش از آن كه مژه بزنى آن را خواهم آورد ، و سليمان به او فرمان داد كه اين كار را انجام دهد ، و در همان لحظه تخت را در برابر خود ديد ؛ آن گاه سليمان دستور داد تا اندك تغييرى در وضع تخت بدهند و قسمت پيشين آن را به