و چون بر عرب نازل شد عجمان نيز به آن ايمان آوردند ، و اين فضيلتى براى عجم است » . « 32 » ثانيا : عامل دوم براى كفر ايشان مرتكب شدن جرايم به توسط ايشان است .
[ 200 ] «
كَذلِكَ سَلَكْناهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ
- بدين گونه آن را به قلبهاى مجرمان و گناهكاران روانه كرديم . » جريمه و گناه از مهمترين سببهايى است كه مانع پذيرش رسالت مىشود ، بدان سبب كه آن كس كه در باتلاق جريمه و گناه فرو رفته ، و بر خود روا داشته است كه طعمهء شهوات بى ارزش شود ، به رسالت ايمان نخواهد آورد ، چه رسالت برتر از آن است كه دست چنين كسان به آن برسد ، و آنان گويى چناناند كه در ژرفناى چاهى تاريك قرار گرفتهاند ، و بنا بر اين چگونه مىتوانند نور خورشيد را ببينند ، بلكه چگونه مىتوانند از معنى نور خورشيد آگاه شوند .
پس در آن هنگام كه عقل آدمى محكوم به فرمانبردارى از شهوتهاى او است ، و سدهايى بر قلب او زده شده ، و آكندهء از هوى و هوس است ، حق از او دورى مىگزيند بدان سبب كه قلب وى سختتر از آن است كه به استقبال حق بشتابد .
/ 123 و بعضى از مفسران گفتهاند كه : معنى اين آيه آن است كه : به همان گونه كه قرآن را به زبان عربى آشكار فرو فرستاديم ، آن را به درون قلبهاى كافران روانه كرديم ، چه به پيامبر ( ص ) فرمان داديم تا آن را براى ايشان بخواند و معنى آن را آشكار سازد . « 33 » از سياق آيات چنان معلوم مىشود كه تفسير اول پسنديدهتر است ، چنان كه در آيهء كريمه آمده است : «
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
- و از قرآن چيزهايى نازل مىكنيم كه براى مؤمنان شفا و رحمت
هامش
( 32 ) - همان جا .
( 33 ) - مجمع البيان ، ج 5 ، ص 185 .