[ 196 ] «
وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ
- و آن در كتابها و نوشتههاى پيشينيان آمده است . » يكى از گواهيهاى صدق و درستى رسالت پيامبر ما ( ص ) توافق آن با رسالتهاى پيشين است ، و اين كه پيامبران ديگر مژدهء آن را داده بودهاند ، و مؤمنان با يكديگر پيمان بسته بودند كه نسلى پس از نسل ديگر يكديگر را به آن سفارش كنند .
[ 197 ] «
أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ
- آيا اين براى آنان آيه و نشانه نيست كه علماى بنى اسراييل آن را مىدانند ؟ » آيا اين دليل كافى نيست كه بعضى از علماى بنى اسراييل ، مانند عبد اللَّه بن سلام و أسيد بن خضير و جز ايشان به آن ايمان آوردند ؟ و ايمان آوردن چنين كسانى حجت و برهان نيرومندى به شمار مىرود ، اولا : بدان سبب كه اينان از بنى اسراييل بودهاند ، و ثانيا : بدان جهت كه از دانشمندان و اشخاص مورد اعتماد ايشان بودهاند ، و خدا در سورهء احقاف در اين خصوص تأكيد كرده و گفته است :
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
.
[ 198 - 199 ] و پس از آن كه سياق شواهد صدق را در رسالت اسلام نشان داد ، / 122 به بيان عوامل كفر ورزيدن به آن از جانب آن نادانان مىپردازد كه آشكارترين آنها از اين قرار است :
اوّلا : عصبيت و نژادپرستى :
«
وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ * فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ
- و اگر آن را بر بعضى از غير اعراب نازل مىكرديم * و سپس آن را براى ايشان مىخواند ، به آن ايمان نمىآوردند . » چه عصبيت مانع پذيرفتن آن مىشد ، پس خدا بر ايشان منّت نهاد كه بر اعراب رسولى از خودشان برگزيد تا او آياتش را بر ايشان تلاوت كند ، و در حديثى از ابو عبد اللَّه عليه السلام آمده است كه در تفسير اين آيه گفت :
« اگر اين قرآن را بر عجمان مىفرستاديم ، اعراب به آن ايمان نمىآوردند ،