[ 183 ] «
وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
- و چيزهاى ( حق ) مردم را كمتر از اندازهء آن به ايشان مدهيد و در زمين به ايجاد فساد و تباهى نپردازيد . » / 114 رابطهء ميان اصحاب ايكه با يكديگر رابطهاى فساد آميز بود ، و به جاى آن كه با يكديگر براى افزايش درآمدها و بهرهبردارى از زمين همكارى كنند ، به ايجاد فساد در زمين و زندگى مىپرداختند ، و زارع متكى بر زراعت خود ، و توليد كنندهء معتمد بر توليد خود نبود ، زيرا كه هر چه به دست مىآوردند ، سرمايهداران حريص آن را به صورتى از چنگ ايشان خارج مىكردند ، و در نتيجه مجبور مىشدند كه به نظام فاسد اقتصادى بپيوندند ، و چنان مىنمايد كه سلطه و قدرت در اختيار دزدان بود ، به همان گونه كه در نظام سرمايهدارى كنونى جهان نيز چنين است : روحيهء فرد حريص همچون روحيهء كشور گشاى نظامى و امپراطور و . . . و . . . است ، و آنان نيز چنين روحيهء برترىجويى داشتند ، چنان كه خداوند متعال گفته است : «
وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ
- و او در دوستى خير و خواسته سرسخت است » « 29 » و در حديثى آمده است كه :
« فرزند آدم اگر به اندازهء كوه أحد طلا داشته باشد ، آرزومند داشتن مثل آن است » .
گاه چنين روحيهاى در نزد فقير مشاهده مىشود ، و فقيرانى متكبر نيز وجود دارد ، و در داستانى آمده است كه : رسول اللَّه ( ص ) همراه با گروهى از يارانش از راههاى مدينه مىگذشت ، و ناگاه چشمش به پير زنى سپيد موى و ناراحت افتاد كه روزى خود را در ميان زبالهها جستجو مىكرد ، پس به او گفته شد : راه را براى رسول خدا ( ص ) باز كن ، و او گفت : راه تنگ نيست ، و اصحاب به سرزنش او پرداختند و رسول اللَّه ( ص ) گفت :
« به حال خودش واگذاريد كه او جبّاره است » .
هامش
( 29 ) - العاديات / 8 .