[ 184 ] «
وَ اتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ
- و از خدايى بترسيد كه شما و آفريدگان پيش از شما را آفريد . » و در معاملات با يكديگر كمفروشى مكنيد .
[ 185 ] «
قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ
- هر آينه تو از جادو شدگانى . » براى چه به او چنين گفتند ؟
/ 115 براى آن كه به شعيب ( ع ) احترام مىگذاشتند و مايهء اميدوارى ايشان بود ، و به خاطر گستردگى عقلش اميد فراوان به او داشتند .
خداوند متعال گفت : «
قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ
- گفتند : اى شعيب : آيا نماز توبه تو فرمان داده است كه ما بايد آنچه را كه پدرانمان مىپرستيدند ترك گوييم يا از تصرف در اموال خودمان بدان صورت كه مىخواهيم دست برداريم ، در حالى كه تو بردبار و خردمندى » ؟ « 30 » پس او را ديوانه نخواندند ، بلكه او را تأثير پذيرفتهء از جادوگرى ديگران به شمار آوردند .
[ 186 ] «
وَ ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا وَ إِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكاذِبِينَ
- و تو جز بشرى همچون ما نيستى ، و گمان مىكنيم كه تو از دروغگويانى . » تو بشرى همچون مايى ، پس چگونه ممكن است فرستادهء خدا باشى ؟ ! گمان داريم كه دروغ مىگويى .
[ 187 ] «
فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
- پس اگر از راستگويانى ، پارههايى از آسمان را بر ما فرو ريز . » اين را قبول نمىكردند كه خدا مىتواند نعمتها را از تصرف ايشان خارج كند ، پس به چالش از او خواستند كه پارههايى از آسمان را بر ايشان ساقط كند ، پس چگونه آن كس كه در نعمت غوطه مىخورد ، مىتواند به رسيدن عذاب خدا
هامش
( 30 ) - هود / 87 .