نشود ، به وليّش دستور ميدهد همسرش را طلاق دهد ، اگر ولى امتناع بورزد و يا آن شخص ولى نداشته باشد ، حاكم شرع شخصاً او را طلاق ميدهد .
( مسألهء 3206 ) زنى كه به جهت گم شدن شوهرش از سوى حاكم شرع طلاق داده مىشود ، به مدّت چهار ماه و ده روز عدّه نگه ميدارد ، اين عدّه اگرچه از نظر مدّت همانند عدّهء وفات مىباشد ، ولى خود عدّهء رجعى مىباشد و شرايط عدّهء وفات ( ترك زينت ) را ندارد .
( مسألهء 3207 ) شوهر ناپديد شده اگر مال داشته باشد ، از مال او نفقهء همسرش پرداخت مىشود ، و به او طلاق داده نمى شود . و اگر ولى او نفقهء همسرش را بدهد ، باز هم به او طلاق داده نمى شود .
( مسألهء 3208 ) اگر معلوم باشد شوهر ناپديد شده در قيد حيات است ، و يا جستجوى او ميسّر نباشد ، زن بايد انتظار بكشد اگرچه مدّت به درازا بكشد .
4 ) اگر شوهر ديوانه يا ناقص العقل باشد ، اگر ضرورت ايجاب كند ، ولى او ميتواند همسرش را طلاق دهد .
( مسألهء 3209 ) اگر شوهر ديوانه باشد ، ولى ديوانگياش دائمى نباشد ، بلكه ادوارى باشد ، ولى او نمى تواند همسرش را طلاق دهد ، بلكه بايد منتظر شود تا مدّت ديوانگياش سپرى شود ، آنگاه خودش تصميم بگيرد .
( مسألهء 3210 ) ولى كودك نمى تواند همسر او را طلاق دهد ، بلكه بايد منتظر شود به حدّ بلوغ برسد و خودش تصميم بگيرد .
( مسألهء 3211 ) در مورد ديوانهء ادوارى و كودك ، اگر ضرورت ايجاب كند كه رشد و كمال آنها را منتظر نشوند ، بلكه نسبت به طلاق همسرشان اقدام كنند و يقين به رضايت شارع مقدس پيدا كنند ، ولى آنها ميتواند نسبت به طلاق همسرشان اقدام كند ، ولى بنابر احتياط واجب از حاكم شرع اذن تحصيل كنند .
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 670
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٦٧٠