تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
( مسألهء 2824 ) مقدم داشتن واجب هنگامى است كه به جهت واجب بودنش بر آن وصيّت كرده باشد ، ولى اگر چنين تكليفى بر عهدهء او نباشد و صرفاً براى احتياط به آن وصيّت كرده باشد ، در اين صورت لزومى بر مقدّم داشتن آن نيست ، بلكه آن نيز همانند ديگر وصيّتهاى تبرّعى مىباشد . ( مسألهء 2825 ) اگر ميّت به چيزهايى وصيّت كرده كه در ميان آنها تضادّ نيست ، ولى تزاحم هست ، يعنى مالى كه وصيّت در آن نافذ است به همهء آنها كفايت نمى كند ، پس اگر همهء آنها واجب يا همهء آنها غير واجب باشد ، در اينجا دو صورت است : 1 ) اگر به همهء آنها در يك جلسه و با يك تعبير وصيّت كرده باشد ، مثلًا گفته باشد : آنچه نماز و روزه به گردن من هست ، آنها را از طرف من انجام دهيد ، و يا گفته باشد كه از طرف من هر يك از مشاهد ائمه ( عليهم السلام ) را ده بار زيارت كنيد ، در اينجا بر همهء آنها نقص وارد مىشود ، يعنى از هر يك به مقدارى كه مال كفايت كند انجام داده مىشود . 2 ) اگر به آنها در جلسات مختلف وصيّت كند ، و يا در يك جلسه ولى با ترتيب وصيّت كند ، مثل اينكه اوّل بگويد : آنچه نماز بر گردن من هست انجام دهيد ، سپس بگويد آنچه روزه بر گردن من هست انجام دهيد . يا اوّل بگويد : دو بار از طرف من به زيارت اميرالمؤمنان ( عليه السلام ) برويد ، سپس بگويد دو بار نيز به زيارت امام حسين ( عليه السلام ) برويد . يا اوّل بگويد : 1000 دينار از طرف من صدقه بدهيد ، سپس بگويد : 1000 دينار به زيد بدهيد . در همهء اين موارد آنچه را كه اوّل گفته شده انجام داده مىشود ، سپس به مقدارى كه از پول باقى باشد به دوّمى پرداخته مىشود . ( مسألهء 2826 ) اگر وصيّت كند كه يك سلسله واجبات مالى را از ثلث