آن قرضهايش ادا شود ، حقوق واجبهاش پرداخت شود ، يا اعمال واجب و مستحب از طرف او انجام شود ، مانعى ندارد .
( مسألهء 2632 ) واقف همانند ديگران ميتواند از چيزى كه براى عموم وقف كرده ، خودش نيز استفادهء كند ، به شرط اينكه وقف را از اوّل بر اساس استفاده خويشتن پايه گذارى نكرده باشد .
( مسألهء 2633 ) در ميان باديه نشينها دو رقم وقف رايج است :
1 ) گاو يا گوسفندى را وقف ميكنند كه از شير و پشم آن استفاده شود ، بچّهء نرى كه از آن متولد شود قربانى باشد ، ذبح شده اطعام شود ، امّا بچهء مادهاى كه از آن متولد شود ، همانند مادرش وقف باشد ، و هكذا در نسلهاى بعدى .
2 ) حيوان را براى يكى از معصومين ( عليهم السلام ) قف ميكنند و يا سهم مشاعى را از حيوانى وقف ميكنند ، تا نوزادهاى مادهاش براى زاد و ولد بماند و بچه هاى نرش را ذبح كرده در احسان آن معصوم اطعام كنند و يا آن را بفروشند و پولش را در آن راه احسان كنند .
( مسألهء 2634 ) ظاهراً در هر دو مورد وقف صحيح است به شرط اينكه به دو نكته توجه شود :
1 ) وقف به صورت منجّز باشد نه معلّق ، چنان كه در مسألهء 2624 بيان گرديد .
2 ) واقف چيزى از توليدات آن را تملّك نكند ، چنان كه در مسألهء 2628 گفته شد .
( مسألهء 2635 ) اگر واقف براى موقوفٌ عليهم شرايطى را شرط كند ، مثلًا بگويد : هر كس در اين مدرسه بماند بايد هر روز يك جزء قرآن
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 550
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٥٥٠