فصل دوّم : صيغهء وقف و شرايط آن
وقف جز با انشاى صيغهء وقف توسّط واقف يا وكيل او تحقّق نمى يابد . و در انشاى وقف كافى است كه بگويد : « آن را وقف كردم » ، يا « آن را حبس كردم » .
( مسألهء 2606 ) در انشاى وقف هر فعلى كه بر آن دلالت كند كافى است ، از قبيل : امضا كردن پاى وقف نامه ، به عنوان التزام به مضمون آن ؛ سپردن عين موقوفه به دست متولّى آن ؛ انداختن فرش در يكى از مساجد ، يا مشاهد مشرّفه ؛ نصب لوستر در مساجد ، حسينيه ها و مشاهد مشرّفه ؛ و هر كار ديگرى كه به انگيزهء وقف انجام پذيرد و بر آن دلالت كند .
( مسألهء 2607 ) در انشاى وقف بنيادهايى چون مساجد و حسينيه ها ، گشودن در آنها براى اقامهء نماز و اجراى مراسم مذهبى كفايت مىكند .
( مسألهء 2608 ) وقف از ايقاعات است ، نه از عقود ، و لذا احتياج به قبول ندارد ، چه افراد موقوفٌ عليهم نا محدود باشد ، مثل فقرا ، يا محدود باشد ، مانند اولاد واقف .
( مسألهء 2609 ) بنابر احتياط واجب در وقف قصد قربت شرط است ، اگرچه واقف مسلمان نباشد .
( مسألهء 2610 ) در وقف شرط است كه در حال حيات واقف قبض شود و اگر پيش از قبض واقف بميرد ، وقف واقع نمى شود و جزء تركهء ميّت قرار ميگيرد . و بنابر احتياط واجب بايد قبض با اذن واقف انجام