آنها سه صورت هست :
1 ) وقف آنها بر اين اساس باشد كه آن طبقهاى كه اين بنياد بر آنها وقف شده شخصاً از منافع و ثمرات آنها استفاده كنند ، بدون اينكه مالك بشوند ، مانند : مدارس دينى كه بر طلاب وقف مىشود ، سراهايى كه براى زائران و مسافران وقف مىشود ، يا منازلى كه بر اولاد وقف مىشود .
( مسألهء 2599 ) در مثال هاى ياد شده طبقهء مورد نظر مىتوانند بر اساس ضوابط تعيين شده در آن اماكن اقامت كنند ، ولى نمى توانند كه تملّك نمايند و يا به اجاره دهند . و اگر كسى آنجا را غصب كند ، گناه كرده ولى ضامن نمى شود .
2 ) وقف بر اساس مالكيّت طبقهء مورد نظر باشد ، به اين معنى كه آن طبقهاى كه بنياد بر آنها وقف شده مالكِ منافع و عايدات آن بشوند . مثل اينكه خانه و يا باغى را براى اولادش وقف كند و تصريح كند كه مال آنها بشود .
( مسألهء 2600 ) در فرض بالا افراد آن طبقه مالكِ منافع آن خانه يا باغ ميشوند ، مىتوانند آن را اجاره دهند و آثار مالكيّت بر آنها بار مىشود ، و لذا خمس و زكات بر آنها تعلّق ميگيرد .
( مسألهء 2601 ) در فرض ياد شده اگر كسى آنجا را مصادره كند ، يا از منافعش استفاده نمايد ، و يا موجبات به هدر رفتن منافع آن را فراهم كند ، ضامن مىشود .
( مسألهء 2602 ) ظاهراً در مواردى كه طبقهء موقوفٌ عليهم افراد فراوان داشته باشد ، چنين معنايى از وقف منظور نمى شود ، مثل اماكنى كه به طلّاب ، علما ، سادات ، فقرا ، زوّار و امثال آنها وقف شده باشد بلكه در مثل
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 544
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٥٤٤