توافق را به آنها بپردازد ، اگرچه همه يا مقدارى از محصول تلف شده باشد .
( مسألهء 1979 ) شخص عابر كه از باغ و يا جاليز عبور مىكند ميتواند از ميوهء آن استفاده كند ، به شرط اينكه ضرر نزند ، شاخه هاى درخت را نشكند و بوته هاى جاليز را پايمال نكند . و آنچه را كه كال است نچيند ، و يا ميوه را نيم خوردن نكند تا بقيهء آن فاسد شود .
( مسألهء 1980 ) در جواز استفادهء عابر از حق المارّه ، فرق نمى كند كه از اوّل بداند كه چنين ميوهاى در سر راهش هست و يا به هنگام عبور بر آن توجه كند ، در هر دو صورت ميتواند از آن استفاده كند .
( مسألهء 1981 ) اگر شخص عابر دو مسير داشته باشد ، پس راهى را برگزيند كه از باغ و بستان ميگذرد ، و هدفش از گزينش اين مسير استفاده از ميوهء آن باغ و بستان باشد ، مانعى ندارد ، اگرچه براى اين كار مقدارى از راه خودش منحرف شود .
( مسألهء 1982 ) كسى كه صرفاً براى خوردن به راه ميافتد و هدفى از اين سير و گذار جز خوردن ندارد ، بنا بر احتياط واجب حق خوردن ندارد .
( مسألهء 1983 ) در مسائل ياد شده ، اگر انسان بداند كه صاحب ملك خوش ندارد كه عابرين از ميوهء آن باغ و بستان استفاده كنند ، باز هم خوردن از ميوهء آنجا با شرايط ياد شده جايز است ، حتى اگر صريحاً منع كرده باشد . اگرچه بهتر است در اين دو صورت از ميوهء آنجا استفاده نكنند .
( مسألهء 1984 ) اگر مالكِ باغ يا بستان ، ملك خودش را به وسيلهء ديوار ، نرده ، سيم خاردار ، و امثال آنها محصور كرده باشد باز هم عابران مىتوانند از ميوهء آن استفاده كنند ، و لكن عبور كردن از آن مانع - بدون اذن مالك - جائز نيست ، و اگر بدون اذن عبور كند خوردن از ميوهء باغ در اين
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 409
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٤٠٩