( مسألهء 1472 ) اگر شخص فقيرى به كسى كه زكات به گردنش هست بدهكار باشد ، ميتواند بدهى او را از بابت زكات حساب كند و نيازى به اين كار نيست كه زكاتش را به او بپردازد ، سپس بدهى خود را از او بگيرد .
( مسألهء 1473 ) اگر انسان به شخصى به اعتقاد اين كه او فقير است زكات بدهد ، سپس معلوم شود كه او بى نياز بوده است ، در اين فرض سه صورت است :
أ - اگر زكات با جدا كردن و كنار گذاشتن از خود محصول يا غير آن مشخص شده بود و به ذمّه منتقل نشده بود ، در اين صورت اگر مالك در بررسى و جستجو كوتاهى كرده باشد ضامن است و اگر در حدّ توان تلاش كرده باشد ضامن نيست .
ب - اگر كنار نگذاشته باشد ، بلكه محصول را پيش از اداى زكات از دست داده باشد ، در نتيجه به ذمّهاش منتقل شده و ضامن است مطلقاً ، خواه كوتاهى كرده باشد يا نه ؟
ج - اگر زكات را كنار گذاشته و با وجود مستحق آن را نداده و به تأخير انداخته باشد ، در اينجا نيز ظاهر اين است كه ضامن است مطلقاً ، حتّى اگر كوتاهى نكرده باشد ، بنابر احتياط واجب .
( مسألهء 1474 ) كسى كه فقير نيست ولى زكات را گرفته است ، در حكم كسى است كه مالى را بدون حق گرفته باشد ، و در نتيجه ضامن است و نمى تواند به زكات دهنده مراجعه كند ، مگر اين كه زكات دهنده به او نگفته باشد كه اين مال ، زكات است .
( مسألهء 1475 ) اگر كسى به يك فقير غير شيعه به اعتقاد اين كه او شيعه است زكات بدهد ، اگر در تلاش و بررسى كوتاهى نكرده باشد ، ضامن نيست .
3 ) كارگزاران و دست اندركاران جمعآورى زكات .
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 286
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٢٨٦