تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پندهاى رسول اعظم (ص) به عبد الله ابن مسعود (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
الانعامِ ابيتُ وَ لَيسَ لي شَئٌ وَ اَصبَحُ وَ لَيسَ لي شَئٌ وَ لَيسَ عَلي وَجهِ الارضِ احَدٌ أَغْني مِنّي . مى خواهى تو را به امر عيسى ( عليه السلام ) خبر دهم كه عجيب است او فرمود : غذاى من و خورشت من گرسنگى است يعنى حضرت عيسى ( عليه السلام ) غذاى خودش را در گرسنگى مىديد . و شعار خودش را در خوف خدا مىدانست يعنى خوف از خدا سر تا پاى او را مىپوشاند . كسى كه ترس از خدا دارد تمام اعضاء و جوارحش از چشم و دست و زبان از خدا مىترسند نمى شود كسى بگويد از خدا مىترسم اما چشم او آزاد باشد . حضرت عيسى سر تا پايش را خوف الهى گرفته بود . لباس او پشم و مركب سواريش دو پاى او بوده است و بيشتر پياده روى مىكرد و كمتر سوار مىشد مى فرمود : چراغ شب من ماه است و گرم كن من در زمستان آفتاب و ميوه‌ى من سبزى هاى بيابان است . حضرت عيسى ( عليه السلام ) با همه‌ى سختيها مى فرمودند : صبح را كه به غروب و شب را كه به صبح مىرسانم چيزى ندارم و لكن در روى زمين از من غنى تر يافت نمى شود . بين كسى كه ندارد و نمى تواند داشته باشد و كسى كه ندارد و نمى خواهد داشته باشد فرق است كسى كه خدا را دارد همه چيز دارد گنجينه اى دارد كه آرام بخش دل اوست . حضرت عيسى ( عليه السلام ) مىخواهد بفرمايد من كه خدا را دارم همه چيز دارم وازمن غنى تر كيست ؟ توكل به خدا خيلى مهم است در روى زمين كسانى هستند كه چيزى در بساط ندارند لكن دلى آرام دارند و اين روى همين حساب است كه هميشه خدا را در نظر دارند و توكل شان برخداست .