بايد بكنند معيّن نمايند ولى اگر خرجى را كه هركدام بايد بكنند معلوم باشد ، لازم نيست آن را معيّن نمايند .
مسأله 2245 - اگر مالك با زارع قرار بگذارد كه مقدارى از حاصل براى او باشد بقيه را بين خودشان قسمت كنند ، چنانچه بدانند كه بعد از برداشتن آن مقدار چيزىباقى مىماند ، مزارعه صحيح است .
مسأله 2246 - اگر مدّت مزارعه تمام شود و حاصل به دست نيايد ، چنانچه مالك راضى شود كه با اجاره يا بدون اجاره زراعت در زمين او بماند و زارع هم راضى باشد ، مانعى ندارد و اگر مالك راضى نشود ، نمىتواند زارع را وادار كند كه زراعت را بچيند در صورتى كه ضرر به صاحب زمين نرسد بلكه بايد زراعت بماند و اجرت بگيرد و اگر براى چيدن زراعت ضررى به زارع برسد ، لازم است عوض آن را به او بدهد مگر در صورتى كه ماندن زراعت در زمين موجب ضرر مالك زمين باشد .
مسأله 2247 - اگر به واسطه پيش آمدى زراعت در زمين ممكن نباشد مثلًا آب از زمين قطع شود ، مزارعه به هم مىخورد و اگر زارع بدون عذر يا با عذر زراعت نكند ، چنانچه زمين در تصرّف او بوده و مالك در آن تصرّفى نداشته است ، بايد اجاره آن مدّت را به مقدار معمول به مالك بدهد .
مسأله 2248 - اگر مالك و زارع صيغه خوانده باشند ، بدون رضايت يكديگر نمىتوانند مزارعه را به هم بزنند و نيز اگر مالك به قصد مزارعه زمين را به كسى واگذار كند ، جائز نيست بدون رضايت يكديگر معامله را به هم بزنند ، ولى اگر ضمن خواندن صيغه مزارعه شرط كرده باشند كه هردو يا يكى از آنان حقّ به هم زدن معامله را داشته باشند ، مىتوانند طبق قرارى كه گذاشتهاند معامله را به هم بزنند .
مسأله 2249 - اگر بعد از قرارداد مزارعه ، مالك يا زارع بميرد ، مزارعه به هم نمىخورد و وارث ايشان به جاى آنان مىباشند ، ولى اگر زارع بميرد و شرط كرده باشند كه خود زارع زراعت را انجام دهد ، مزارعه به هم مىخورد و چنانچه زراعت نمايان شده باشد ، بايد سهم او را به ورثهاش بدهند و حقوق ديگرى هم كه زارع داشته
آداب و احكام كسب و كار (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: السيد محمد علي العلوي الگرگاني
ص١٩٨