و اجرت بگيرد امّا اگر بودن زراعت چه با عوض و چه بدون عوض موجب ضرر مالك زمين شود بايد زارع زراعت خود را بچيند .
مسأله 2252 - اگر بعد از جمع كردن حاصل و تمام شدن مدّت مزارعه ريشه زراعت در زمين بماند و سال بعد دو مرتبه حاصل دهد ، چنانچه مالك و زارع از زراعت صرفنظر نكرده باشد ، حاصل سال دوم را هم بايد مثل سال اوّل قسمت كنند ولى اگر شراكت آنها اختصاص به همان سال اول داشته حاصل سال دوم براى صاحب بذر است و اگر صاحب بذر اعراض كرده باشد حاصل مال ديگرى است .
احكام مساقات
مسأله 2253 - اگر انسان با كسى به اين قسم معامله كند كه درختهاى ميوهاى را كه ميوه آن مال خود اوست و يا اختيار ميوههاى آن با اوست ، تا مدّت معيّنى به آن كس واگذار كند كه تربيت نمايد و آب دهد و به مقدارى كه قرار مىگذارند از ميوه آن بردارد ، اين معامله را مساقات مىگويند .
مسأله 2254 - معامله مساقات در درختهايى كه مثل بيد و چنار ميوه نمىدهد صحيح نيست ، ودرختانى كه مثل حنا كه از برگ آن استفاده مىكنند جائز است .
مسأله 2255 - در معامله مساقات لازم نيست صيغه بخوانند بلكه اگر صاحب درخت به قصد مساقات آن را واگذار كند و كسى كه كار مىكند به همين قصد مشغول كار شود ، معامله صحيح است .
مسأله 2256 - مالك و كسى كه تربيت درختها را به عهده مىگيرد بايد مكلّف و عاقل باشند و كسى آنها را مجبور نكرده باشد و نيز بايد سفيه نباشند ، يعنى مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف نكنند و امّا با اجازه ولىّ اشكالى ندارد و همچنين ممنوع التصرّف از طرف حاكم شرع نباشد .
مسأله 2257 - مدّت مساقات بايد معلوم باشد و اگر اوّل آن را معيّن كنند و آخر آن را موقعى قرار دهند كه ميوه آن سال معمولًا به دست مىآيد ، صحيح است .