مسأله 2265 - اگر شرط كند كه تمام حاصل براى مالك باشد ، مساقات باطل است و ميوه مال مالك مىباشد و كسى كه كار مىكند نمىتواند مطالبه اجرت نمايد ولى اگر باطل بودن مساقات به جهت ديگر باشد ، مالك بايد مزد آبيارى و كارهاى ديگر را به مقدار معمول به كسى كه درختها را تربيت كردهبدهد .
مسأله 2266 - اگر زمينى را به ديگرى واگذار كند كه در آن درخت بكارد و آنچه عمل مىآيد مال هردو باشد ، معامله باطل است پس اگر درختها مال صاحب زمين بوده بعد از تربيت هم مال اوست و بايد مزد كسى كه آنها را تربيت كرده بدهد و اگر مال كسى بوده كه آنها را تربيت كرده ، بعد از تربيت هم مال اوست وميتواند آن را بكند ولى بايد گودالهايى را كه به واسطه كندن درختها پيدا مىشود ، پر كند و اجاره زمين را از روزى كه درختها را كاشته به صاحب زمين بدهد و مالك هم مىتواند او را مجبور نمايد كه درختها را بكند و اگر به واسطه كندن درخت ، عيبى در آن پيدا شود ، بايد تفاوت قيمت آن را به صاحب درخت بدهد در صورتى كه مالك كنده باشد و نمىتواند او را مجبور كند كه با اجاره ، يا بدون اجاره ، درخت را در زمين باقىبگذارد .
كسانى كه نمىتوانند در مال خود تصرّف كنند
مسأله 2267 - بچهاى كه بالغ نشده شرعاً نمىتواند در مال خود تصرّف كند همانگونه كه در « مسأله 2097 » گذشت و نشانه بالغ شدن زن ، تمام شدن نه سال قمرى و نشانه بالغ شدن مرد يكى از سه چيز است : اوّل - تمام شدن پانزده سال قمرى ؛ دوم - روييدن موى درشت ، زير شكم بالاى عورت ؛ سوم - محتلم شدن يعنى بيرون آمدن منى در خواب .
مسأله 2268 - روييدن موى درشت در صورت و پشت لب و در سينه وزير بغل و درشت شدن صدا و مانند اينها نشانه بالغ شدن نيست ، مگر انسان به واسطه اينها به بالغ شدن يقين كند .
مسأله 2269 - ديوانه و سفيه يعنى كسى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مىكند ، نمىتوانند در مال خود تصرّف نمايند مگر با اجازه ولىّ و همچنين است كسى كه ورشكست شده در صورتى كه حاكم حكم به ممنوعيّت در تصرّف او نمايد .